گاهی وقت ها ما اصلا نمی دانیم از کجا شروع کنیم، چی کار کنیم و چطور در راستای هدفمان اقدام کنیم اما باوجود این که شاید کار های که باید انجام بدهیم هم مشخص باشد. پس چرا اقدام نمی کنیم؟ پس چرا شروع نمی کنیم؟ این طور مواقع درک می کنیم که در چاله ی عمیق افتادیم که توان بیرون شدن از آن را نداریم. اشک اور است چون این مثل موریانه ما را از ریشه می خورد. راه حل چیست؟
ما اکثرا با انگیزه شروع به انتخاب اهداف خود می کنیم در ذهن خود تصورات خیالی می پروانیم که چطور به آن هدف برسیم و در بعد از رسیدن چه اندازه خوشحالی و خوشبختی نصیب مان خواهد شد. اما این همه شادی و انگیزه بعد از مدت کوتاه چند روزه به پایان خود میرسد و تا جایی که دیگر یادمان نمی آید چی هدفی گذاشتیم. من به انی پدیده اثر فراموشی اهداف می گویم. درین مقاله به این که آن چگونه میتواند مسیر زندگی مان را بسوی باخت هدایت کند بیشتر خواهیم پرداخت.
توهم نداشتن هدف
تصور کنید که بعد از هر خوردن هر وعوده غذایی فراموش کنید که غذا خورده اید چه اتفاق خواهد اتفاد شاید به سبب حس گرسنگی دوباره اقدام به غذا خوردن نمایید. در هدف گذاری هم همین طور است اگر ذهن تان فراموش کند که هدفی انتخاب نموده است ناخودآگاه به دنبال تعیین اهداف جدید خواهد کرد و بعد از سپری شدن زمانی این امر به یک فاجعه بزرگ غیر قابل هضم تبدیل خواهد شد چون سرانجام ما به انسان دارای اهداف زیاد رها شده نمیه کاره مبدل خواهیم. این وحشتناک نیست؟
ذهن جای نگهداری اهداف نیست!
همه بر این موافق اند که تمامم کننده های واقعی استمرار در انجام کار های شان دارند و تا به هدف شان نرسند دست از کار نمی کشند. اما چطور استمرار داشته باشیم زمانی که حتی به یاد نمی آوریم هدف ما چیست؟
امروز با وجود حواس پرتی های فراوان مثل رسانه های اجتماعی با اسکرول کردن های بی انتها که به جمله بزرگترین ذغذغه های همه بشریت مبدل شده، طبیعی است که انچه اکنون در لحظه به ذهن ما خطور می کند در اندک ترین فاصله زمانی از خاطر ما برود و دیگر در یادآوری آن ناتوان باشیم. با این اوصاف سخن آقای آلن دوید خالق روش جی تی دی را به یاد می آورم « ذهن جای ایده پردازی است، و نه جای نگهداری آنها».
ذهن ما نمی تواند اطلاعات زیادی را همزمان در خود ذخیره کند بلکه ضروری ترین آنها را برای انجام درست کار های روزمره در خود نگهداری می کند و سپس هر زمان ضرورت شود آن موضوعات را با اطلاعات جدید تر جایگزین می کند. با دانستن این عملکرد مغز شاید احمقانه باشد که برای نگهداری اهداف خود به آن اتکا کنیم.
راهکاری که از زمان قدیم تا امروز کلید موفقیت همه افراد نامدار بوده را به جرعت می توانیم نوشتن افکار و اهداف روی کاغذ خواند. با نوشتن اهداف روی کاغذ معجزه رخ می دهد. یک یک طرف ذهن ما فرصت خلق ایده های جدید را کسب می کند چون با نوشتن افکار و اهداف خود روی کاغذ از انباری شدن آن جلوگیری کردیم و از طرف دیگر خطر فراموشی اهداف خود را حذف نمودیم. زمانی که اهداف ما روی کاغذ نوشته می شوند اولین قدم برای تحقق شان رقم خورده است. در کتاب آروزی تو در دستان توست آمده است که با این کار ۴۰ درصد به هدف خود نزدیک تر می شود و دلیل آن هم این است که در روی کاعذ ما می توانیم با جزییات بیشتر هدف خود را بنویسیم.
نوشتن هدف نشانه جدی بودن
تلاش کنید اهداف خود را روی کاغذ بنویسد و انرا در مقابل چشمان خود تان روی دیورا نصب کنید تا با هر بار دیدن آن بدانید می خواهید به کدام مسیر حرکت کنید و مهم تر از آن اینکه از کاری های شما را از هدف تان دور می سازد اجتناب کنید. نوشتن اهداف یگانه کلید رسیدن به آنهاست چون سبب می شود در راه رسیدن به آنها بطور جدی و مصمم تلاش کنید. حالا که هدف خود را نوشته کرده اید شما فردی هدفمند استید که می توانید در انجام کاری درست برای رسیدن به آن استمرار داشته باشید.
از زمانه های بسیار طولانی که به یادم میاید، می خواستم در مسیر بهتر نمودن زندگی دیگران تلاش کنم. یک زندگی بهتری برای همه بسازم. تا جایی که همه به موفقیت های که دلشان می خواهد برسند. نظر به این باور های عمیقی که داشتم کار های فراوانی انجام دادم که سبب شد تا این جا برسم. از تاسیس اولین اموزشگاه انلاین خودم تا تحصیل در دانشگاه در رشته آموزش و پرورش. همه این ها مسیر من را تا امروز شکل داده است.
چرا تا حالا شکست خورم؟
ذهن انسان ها فراموش کار است و همین سبب میشود بعد از سپری شدن کمی زمان ما اهداف و اروزهای خودمان را فراموش کنیم. من این نکته را در دوره آموزش هدف گذاری طلایی به خوبی بیان نمودم و راه حل های که مناسب با این رفع این چالش بوده است را یاد داده ام. اما مهمترین چالش ما باید این باشد که چطور انچه بلد هستیم و به راحتی به دیگران می گویم را در زنگی خودما اعمال کنیم و عالم بی عمل نباشیم.
چطور استمرار خودم را حفظ نمودم؟
اسمترار به معنی واقعی کلمه یعنی هر روز و پست سرهم انجام انچه باید انجام بدهیم حتی بدون دریافت نتیجه اما گاهی آنقدر مصروف انجام کار های جزئی می شوم که خود را غرق در گرداب اقدام های بی پایان می یابیم. همه این ها سبب می شود از خود ناراضی شویم و سپس خود را تحقیر نموده از ادامه مسیر تفرعه برویم.
تا حالا فکر کرده اید که یک فرد را چطور معرفی می کنید؟ ویا اصلا دیگران ما را چگون می شناسند؟ آیا ویژگی خاصی در همه افراد وجود دارد که یکی را متمایز از دیگری می کند؟ چی چیز سبب می شود که یکی از دوست هایم به یادم بیاید؟ پاسخ همه این سوالات در یک کلمه خلاصه میشود «عادتها».
سازنده زندگی ما
زندگی همه ما انسان ها را عادت های ما میسازند. آنها برای زندگی ما رنگ و بو می دهد. در اصل عادت ها همه رفتار های است که ما آگاهانه ویا بدون آگاهی روزمره انجام میدهیم. بیشتر اوقات از انجام آنها بیخبریم مثلا تا تکیه کلام شما چیست؟ آیا میتوانید به یاد بیاورید امروز چند بار از آن استفاده کرده اید؟
همه مرا اینگونه میشناسند.
اطرافیانم میگویند: « آقای احمد بلال شمس همیشه بانظم است، یک فرد با پشتکار زیاد است که همواره تلاش می کند به اهداف خود برسد. هیچگاه خستگی را احساس نمی کند و همیشه در پایان روز لبخند به چهره دارد. » من آنروز را بیاد دارم که استاد دانشگاهم ورق مرا بطور نمونه خاص برای ۷۸ همصنفیام نشان داده و گفت : « اولین پارچه بی نظیری که نه تنها کامل ترین پاسخ ها را ارایه کرده بلکه با شایستگی خاص تک تک جملات آنرا نوشته است از بلال جان است.» آنروز حس شادی می کردم. در دوران مکبت به یاد دارم استاد هیت بازرسی روی کاغذی که اسم مرا نوشته شده بود نوشت« he is success».
حالا نوبت توست برایم بنویس که نظر به عادت هایت دیگران تورا چگونه معرفی می کنند و چگونه میشناسند. در واقع بانظم بودن، پشتکار داشتن، سحر خیز بودن، ورزشکار بودن وغیره همه ویژگی های استند که ما را به دیگران معرفی می کنند و دیگران هم به واسطه آنها ما را می شناسند. به یاد بیاورید بعضی افرادی که عادت های منفی دارند مثل آنهایی که تا چاشت می خوابند، پرخوری میکنند، سگرت میکشند، دروغ می گویند وغیره…
عادت های منفی و مثبت شخصیت ما را می سازند.
این عادت های ما است که شخصیت ما را رقم می زنند، اگر ما عادت های مثبت و خوب داشته باشیم مثل عادت نظم، عادت ورزش کردن، عادت سحر خیزی، عادت توجه به اطرافیان، عادت تغذیه مناسب، عادت توجه به خواب کافی داشت، عادت نوشیدن آب کافی در روز، وغیره بنابراین ما یک شخصیت مثبت داریم و همه به نیکی و خوبی از ما تعریف و تمجید خواهند کرد. و اما برعکس این هم صدق می کند. اگر ما عادت های منفی و مخرب داشته باشیم مثل پرخوری، دروغ گویی، بد زبانی، تغذیه بد، خوابالو بودن وغیره، شخصیت که از خود نشان خواهید داد هم منفی و ژشت خواهد بود.
تغییر را از کجا شروع کنیم؟
بنابراین اگر بخواهید زندگی خود را تغییر بدهید باید از تغییر عادت های خود شروع کنید. این عادت ها استند که زندگی ما را ساخته اند. فرق نمی کند عادت های بد باشند ویا خوب آنها در هر صورت به وجود ما شکل می دهند چون عادت های ما رفتار ما استند. نقل قول معروف است که می گویند:« اول شما عادت های خود را می سازید و سپس این عادت ها استند که شما را می سازند.»
قدم بعدی شما
بیایید از همین اینجا شروع کنید. در کمنت ها برایمان بنویسد که چی عادت های خوب و منفی را دارید. از سه تا عادت خوب خود اسم ببرید و بنیوسد که سه عادت بد تان می خواهید آنها را تغییر دهید کدام ها استند.
حقیقتاً مطمئن نیستیم که این جمله از کجا آمده، اما چیزی که کاملاً واضح است این است که اکثر افراد وقت و مدیریت زمان را بسیار دستکم گرفته میشود.
در زندگی شخصی، ما سعی میکنیم با منابع محدود، کارهای زیادی انجام دهیم. بنابراین، مدیریت زمان برای ما در اولویت قرار دارد و برای یادگیری بشتر، یک راهنمای جامع برای بهبود زمانبندی و بهرهوری شما آماده کردهایم.
ما تمرکز خود را روی نکات عملی و روشهایی میگذاریم که میتوانید بلافاصله پس از خواندن این مقاله به کار ببرید. نیازی به گذراندن دورههای طولانی مدیریت زمان یا دریافت مشاورههای گرانقیمت نیست؛ ما اصول پایهای مدیریت زمان را توضیح میدهیم، نکات خود را به اشتراک میگذاریم و برای تغییر، چند ابزار کاربردی معرفی خواهیم کرد.
آمادهاید؟ پس بیایید شروع کنیم!
چرا مدیریت زمان مهم است؟
قبل از آنکه به بررسی “چطور” و “با کدام ابزار”، باید از خود بپرسید که چرا باید مدیریت زمان را بهبود دهید. هنگامی که درباره مدیریت زمان صحبت میکنیم، اغلب به یاد افزایش بهرهوری میافتیم، اما واقعاً این بهرهوری به چه دردی میخورد؟
کمتر استرس خواهید داشت مدیریت بهتر زمان باعث کاهش استرس و بهبود کیفیت زندگی شما در محل کار میشود. شما میتوانید با آرامش بیشتری به مهلتها (بله، در اینجا از کلمه “مهلت” استفاده کردیم) نزدیک شوید، کارهای روزانهتان را با اثربخشی بیشتری انجام دهید و در نتیجه احساس رضایت بیشتری خواهید داشت.
مدیریت زمان به شما این امکان را میدهد که چارچوبهایی برای زندگی خود ایجاد کنید تا بتوانید بهترین نسخه از خودتان را به نمایش بگذارید. درست است که این به نوعی شبیه به مسائل توسعه فردی به نظر میآید، اما یک کارمند کماسترس کارمند بهتری است که بیشتر دوام میآورد و عملکرد بهتری دارد.
زمان بیشتری برای کارهای مهم خواهید داشت افزایش بهرهوری برای کار بیشتر اشتباه است. هدف از مدیریت بهتر زمان این است که زمانهای به دست آمده را به کارهایی اختصاص دهید که برایتان مهمتر است؛ چه آن کارها برای رفاه تیمهایتان باشد، چه برای استراحتهای شخصی یا انجام پروژههای جدید.
موفقیت بیشتر و نتایج بهتری خواهید داشت این به وضوح مشخص است که مدیریت زمان بهتر باعث میشود که در کار خود موفقتر باشید. با رسیدن به اهداف سریعتر، اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت و پیشرفت سریعتری خواهید داشت. در نهایت، نتایج بهتر به افزایش درآمد و رشد شرکت کمک خواهد کرد.
هفت قانون اصلی مدیریت زمان
قبل از پرداختن به تکنیکها و ابزارهای مفید، ابتدا باید با برخی قوانین آشنا شوید که نحوه از دست دادن زمان را توضیح میدهند.
1. قانون پارتو
20٪ از کارها، 80٪ نتایج را تولید میکنند طبق این قانون، بسیاری از کارهایی که انجام میدهیم هیچ نتیجه ملموسی ندارند. با شناسایی و تمرکز روی 20٪ از کارهایی که بیشترین تأثیر را دارند، میتوانید بهرهوری خود را بهبود بخشید.
مثال: ممکن است شما ساعتها در ایمیلها و پیامها غرق شوید، در حالی که تنها 20٪ از آنها واقعا در پیشبرد اهداف شما تأثیر دارند.
2. قانون کارلسون
زمان از دست رفته در اثر یک وقفه بیشتر از زمان خود وقفه است هر بار که کار شما مختل میشود، مغز شما نیاز به حداقل 3 دقیقه زمان دارد تا دوباره تمرکز کند. اگر به طور مکرر قطع شوید، بهرهوری شما کاهش مییابد.
مثال: اگر هر 15 دقیقه کار شما قطع شود، 15 دقیقه دیگر باید برای بازگشت به حالت اولیه صرف کنید.
3. قانون پارکینسون
کارها خود را با زمان موجود تطبیق میدهند اگر زمان زیادی برای انجام یک کار داشته باشید، آن کار به طور طبیعی بیشتر طول میکشد. برعکس، اگر زمان کمی برای آن داشته باشید، بیشتر متمرکز میشوید و سریعتر آن را تمام میکنید.
مثال: نوشتن یک مقاله اگر 24 ساعت برای آن وقت بگذارید ممکن است بیش از زمانی که فقط 4 ساعت اختصاص دهید طول بکشد.
4. قانون ایلیچ
پس از یک حد خاص، بهرهوری شما کاهش مییابد اگر بیش از حد کار کنید، بهرهوری شما کاهش مییابد. استراحتها به شما کمک میکنند که بهرهوریتان را حفظ کنید.
مثال: پس از 6 ساعت کار مداوم، احتمالاً نتیجه بهتری از کارتان نخواهید گرفت، مگر اینکه استراحتهای کوتاه داشته باشید.
5. قانون تیلور
خودتان را بشناسید و زمان خود را سازماندهی کنید باید بدانید که در کدام ساعت از روز بیشترین بهرهوری را دارید و در همان زمان به کارهای پیچیدهتر و مهمتر بپردازید.
مثال: اگر شما صبحها بیشتر انرژی دارید، کارهای پیچیده را در اول صبح انجام دهید و کارهای سادهتر را برای عصر بگذارید.
6. قانون هاستدتر
همیشه بیشتر از زمان پیشبینی شده برای یک پروژه نیاز خواهید داشت این قانون میگوید که همیشه زمان بیشتر از آنچه فکر میکنید برای انجام پروژه نیاز خواهید داشت. برای پیشبینی زمان، همیشه کمی فضای اضافی بگذارید.
مثال: اگر برای یک پروژه یک هفته زمان میدهید، احتمالاً نیاز دارید 10 روز زمان بگذارید تا بدون استرس کار را تمام کنید.
7. قانون مورفی
برای غیرقابل پیشبینیها آماده باشید پیشبینی تمامی مشکلات غیرقابل پیشبینی در یک پروژه ممکن نیست. همیشه چند درصد از زمان را برای موارد غیرمنتظره اضافه کنید.
مثال: اگر شما 4 ساعت برای نوشتن یک گزارش زمان میگذارید، احتمالاً در این مدت مشکلاتی مانند قطعی اینترنت یا غیره پیش خواهند آمد. بنابراین بهتر است 10٪ زمان اضافی در نظر بگیرید.
11 نکته برای بهبود مدیریت زمان
برای دستیابی به بهرهوری بیشتر، باید به نحوه سازماندهی زمان خود توجه ویژهای داشته باشیم. در اینجا 11 نکته مفید برای مدیریت زمان به طور مؤثر آورده شده است:
1. برنامهریزی دقیقه به دقیقه
اولین قدم برای سازماندهی بهتر این است که خودتان را برای انجام هر کاری به شکل مناسب آماده کنید. هر ساعت از روز باید به کاری اختصاص یابد که بیشترین بهرهوری را در آن زمان به همراه دارد. به این ترتیب، باید هر وظیفه را در زمان مشخصی از روز انجام دهید و برای هر کدام از آنها زمان اختصاص دهید.
از تقویم خود برای برنامهریزی استفاده کنید.
برای کارهای فوری و اضطراری خود مرز قائل شوید.
2. اولویتبندی وظایف
بیشتر نتایج ما از یک درصد کوچک از وظایف به دست میآید. بنابراین باید وظایف تأثیرگذارتر را شناسایی و اولویتبندی کنید. با بررسی هفته گذشته و تحلیل کارهای انجام شده، میتوانید بدانید کدام کارها واقعاً مفید بوده و کدام نیاز به حذف دارند.
3. تفویض وظایف به دیگران
یکی از بزرگترین اشتباهات در مدیریت زمان، عدم تفویض وظایف است. اگر کسی بهتر از شما میتواند کار را انجام دهد، پس باید آن را به او بسپارید. تفویض صحیح میتواند زمان شما را آزاد کند و به انجام کارهای با اولویت بالاتر بپردازید.
4. نه گفتن را یاد بگیرید
توانایی گفتن “نه” یکی از مهمترین مهارتها در مدیریت زمان است. وقتی شما احساس میکنید که یک درخواست یا پیشنهاد زمانی از شما میگیرد که میتواند به شما آسیبی بزند یا بر برنامه شما تأثیر منفی بگذارد، باید به راحتی بگویید “نه”. این کار به شما کمک میکند تا زمان بیشتری برای کارهای اولویتدار خود داشته باشید.
5. تعیین اهداف دقیق و کمّی
هدفگذاری واضح و مشخص به شما کمک میکند تا تمرکز خود را بر روی نتایج مشخص نگه دارید. اهداف باید شامل ضربالاجلها و معیارهایی برای موفقیت باشند، تا بتوانید پیشرفت خود را ارزیابی کنید.
6. تکمیل یک کار در یک زمان
چندوظیفه بودن را کنار بگذارید. زمانی که تمرکز خود را بر روی یک کار خاص متمرکز میکنید، احتمال انجام آن کار با کیفیت و سرعت بیشتر افزایش مییابد.
7. نادیده گرفتن اعلانها
اعلانها از دستگاههای مختلف میتوانند بزرگترین دشمن مدیریت زمان باشند. آنها توجه شما را به خود جلب میکنند و بهرهوری شما را کاهش میدهند. برای مقابله با این مشکل، میتوانید اعلانها را خاموش کرده و به زمانبندیهای خاص برای بررسی ایمیلها و دیگر اطلاعیهها پایبند باشید.
8. تمرکز بر کارهای عمیق (Deep Work)
کارهای عمیق به شما این امکان را میدهند که بدون حواسپرتی، در موضوعات مختلف عمیقاً تمرکز کنید و کار خود را به بهترین شکل انجام دهید. زمانی که در حال انجام کار عمیق هستید، تمام حواسپرتیها را کنار بگذارید تا بهرهوری خود را به حداکثر برسانید.
9. خودآگاهی از زمان و انرژی
با خودتان صادق باشید. زمانهایی که بیشترین انرژی را دارید را برای انجام کارهایی که نیاز به تمرکز دارند اختصاص دهید و در زمانهایی که انرژی کمتری دارید، کارهای سادهتر را انجام دهید.
10. استراحتهای منظم
استراحت بخش مهمی از مدیریت زمان است. ذهن و بدن شما نیاز به زمانهایی برای استراحت دارند تا دوباره انرژی بگیرند. از این زمانها برای قدم زدن یا گفتگو با همکاران خود استفاده کنید.
11. با خودتان مهربان باشید
آخرین نکته این است که نباید خودتان را خیلی تحت فشار قرار دهید. اگر روزی نتوانستید به تمامی اهداف خود برسید یا کاری را به تعویق انداختید، احساس گناه نکنید. مدیریت زمان باید به شما کمک کند تا استرس کمتری داشته باشید و به رفاه خود اهمیت دهید.
۷ ابزار برای مدیریت بهتر زمان
مدیریت زمان یکی از چالشهای اساسی بسیاری از افراد در دنیای امروزی است. در اینجا به بررسی ۷ ابزار کاربردی خواهیم پرداخت که میتوانند به شما کمک کنند تا زمان خود را بهتر مدیریت کرده و به کارهای مهمتر بپردازید.
Todoist یکی از بهترین برنامهها برای برنامهریزی وظایف روزانه است. Todoist به شما این امکان را میدهد که لیستهای وظایف مختلف بسازید، تاریخهای دقیق برای هرکدام تعیین کنید و پیشرفت خود را پیگیری کنید. رابط کاربری ساده و قابلیت تنظیم اولویتها این برنامه را به ابزاری عالی برای افراد مشغول تبدیل کرده است.
Trello Trello یک ابزار مدیریت پروژه است که به کمک تختههای بصری میتوانید وظایف و پروژههای خود را سازماندهی کنید. این برنامه امکان استفاده از لیستهای مختلف برای هر پروژه و کار را فراهم میکند و به شما این امکان را میدهد که وضعیت هر کار را در یک نگاه مشاهده کنید. به ویژه برای افرادی که نیاز به تقسیم وظایف دارند، بسیار مفید است.
Screen Time اگر میخواهید بدانید که در طول روز چقدر زمان خود را صرف فعالیتهای مختلف میکنید، از Screen Time استفاده کنید. این برنامه به شما کمک میکند که زمان استفاده از گوشی و اپلیکیشنهای مختلف خود را پیگیری کنید. شما میتوانید برای هر اپلیکیشن محدودیت زمانی تعیین کنید و نظارت دقیقی بر استفاده خود از دستگاه داشته باشید. این ابزار ساده و کاربردی برای کسانی که میخواهند از وقت خود در فضای دیجیتال بهتر استفاده کنند، بسیار مفید است.
Forest برای آن دسته از افرادی که در هنگام کار، به راحتی حواسشان پرت میشود، Forest یک راهحل عالی است. این اپلیکیشن به شما انگیزه میدهد تا در زمانهایی که نیاز به تمرکز دارید، از گوشی خود استفاده نکنید. در عوض، برای هر دوره تمرکز موفق، درختی مجازی رشد میکند، که به صورت نمادین نشان میدهد که در حال رشد و پیشرفت هستید.
Google Calendar Google Calendar یک ابزار رایگان و ساده برای برنامهریزی روزانه است. با استفاده از این تقویم میتوانید جلسات، قرار ملاقاتها و یادآوریها را تنظیم کنید و مطمئن شوید که در طول روز از زمان خود بهینه استفاده میکنید. این اپلیکیشن قابلیت همگامسازی با دیگر دستگاهها و ابزارهای تقویم را نیز دارد، که به شما کمک میکند همیشه به روز باشید.
Notion Notion یک ابزار همهکاره برای مدیریت زمان، یادداشتبرداری، و سازماندهی پروژهها است. با استفاده از این برنامه میتوانید به راحتی اطلاعات مختلف را جمعآوری کرده و آنها را در صفحات مختلف دستهبندی کنید. Notion به شما این امکان را میدهد که برنامهها و پروژههای خود را به شکلی کاملاً سفارشی و کاربرپسند سازماندهی کنید.
Pomodone اگر به دنبال ابزاری برای اجرای تکنیک پومودورو هستید، Pomodone بهترین گزینه است. این برنامه به شما کمک میکند که کارها را در بازههای ۲۵ دقیقهای انجام دهید و سپس یک استراحت کوتاه داشته باشید. با استفاده از Pomodone میتوانید کارهایتان را زمانبندی کرده و از کارایی بالاتری برخوردار شوید.
این ابزارها به شما کمک میکنند که وقت خود را به طور بهینهتری مدیریت کنید و از امکانات روزمره خود بهرهبرداری بیشتری داشته باشید. با استفاده از این ابزارها، میتوانید بر وظایف خود نظارت داشته باشید و از وقت خود به بهترین نحو استفاده کنید.
خلاصه لیستوار این مقاله:
هفت قانون اصلی مدیریت زمان
قانون پارتو: 20٪ از کارها، 80٪ نتایج را تولید میکنند.
قانون کارلسون: زمان از دست رفته در اثر یک وقفه بیشتر از زمان خود وقفه است.
قانون پارکینسون: کارها خود را با زمان موجود تطبیق میدهند.
قانون ایلیچ: پس از یک حد خاص، بهرهوری شما کاهش مییابد.
قانون تیلور: خودتان را بشناسید و زمان خود را سازماندهی کنید.
قانون هاستدتر: همیشه بیشتر از زمان پیشبینی شده برای یک پروژه نیاز خواهید داشت.
قانون مورفی: برای غیرقابل پیشبینیها آماده باشید.
11 نکته برای بهبود مدیریت زمان
۱. برنامهریزی دقیق روزانه برنامهریزی دقیق برای هر روز و تخصیص زمان به کارهای مختلف بر اساس زمانبندی بهرهوری اوج شما.
۲. اولویتبندی درست کارها شناسایی و تمرکز بر روی کارهایی که بیشترین تاثیر را بر نتایج شما دارند.
۳. تفویض وظایف واگذاری کارها به دیگران زمانی که خودتان نمیتوانید به بهترین شکل آنها را انجام دهید.
۴. یاد گرفتن «نه» گفتن یاد گرفتن این که چه زمانی باید از انجام کارهای غیرضروری خودداری کنید.
۵. تعیین اهداف مشخص و کمی اهداف واضح و قابل اندازهگیری برای هدایت شما در مسیر بهرهوری بیشتر.
۶. تمرکز بر یک کار در یک زمان جلوگیری از انجام چندکار به طور همزمان و تمرکز بر انجام یک کار به طور کامل.
۷. خاموش کردن اعلانها قطع کردن اعلانهای دستگاهها برای کاهش حواسپرتی و حفظ تمرکز در طول روز.
۸. اجرای کار عمیق تمرکز بدون حواسپرتی بر یک فعالیت برای افزایش بهرهوری و کیفیت کار.
۹. شناخت نقاط قوت و ضعف خود شناسایی زمانهای با بازدهی بالا و کارهای مناسب برای آن زمانها و ارزیابی نقاط ضعف برای بهبود آنها.
۱۰. استراحت منظم ایجاد وقفههای کوتاه برای بازسازی انرژی و بهبود عملکرد کاری.
۱۱. مهربانی با خود عدم احساس گناه و استرس زیاد در مواقعی که کارها به تعویق میافتند یا نتایج دلخواه حاصل نمیشود.
۷ ابزار برای مدیریت بهتر زمان
Trello: ابزاری برای سازماندهی پروژهها و مدیریت کارها با امکان همکاری گروهی.
Google Calendar: برنامهای برای مدیریت زمان و تنظیم یادآورها به صورت هوشمند.
Focus Booster: یک ابزار برای استفاده از تکنیک پومودورو برای افزایش تمرکز و بهرهوری.
Todoist: اپلیکیشنی برای مدیریت لیستهای کارها و پیگیری وظایف روزانه.
Forest: اپلیکیشن انگیزشی که به شما کمک میکند در هنگام مطالعه یا کار، از حواسپرتی جلوگیری کنید.
Screen Time: ابزاری برای نظارت بر زمان استفاده از گوشی و تنظیم محدودیتهای زمانی.
Notion: یک ابزار همهکاره برای یادداشتبرداری، مدیریت پروژهها، و برنامهریزی روزانه.
درین دوره صوتی کوچک که شامل 5 درس جذاب و کاربردی است 🧑💻، درین دوره روش های موثری مدیریت زمان و استفاده بهینه از وقت و انرژی و منابع خود را خواهی آموخت.🤩
🌀درس اول.
آزمون و اقدامات اقدامات این درس
آیا مفهوم مدیریت زمان رو دانستی؟ 🥳 برام بنویس چیر رو دوست داری در درس بعدی بدانی؟🥰
لطفا تمرین خود را بنویسید و تکمه ارسال را بزنید…
🌀درس دوم.
درین درس راجع به اینها صحبت کردیم: آیا میتوانیم بدون هدف گذاری برنامه ریزی کنیم؟ ساختار مغز ما در مقابل برنامه ریزی چگونه است؟ چرا از برنامه های مان همیشه عقب می مانیم؟ دومین اقدام برای برنامه ریز شدن؟
آزمون و اقدامات اقدامات این درس
آیا حالا میدانی که چرا ما از برنامه ریز خود عقب هستیم؟ 🥳 برام بنویس تمرین تخمین زدن ره انجام دادی و تخمین خودت با واقعیت چقدر تفاوت داشت؟🥰
لطفا تمرین خود را بنویسید و تکمه ارسال را بزنید…
🌀درس سوم.
درین درس راجع به اینها صحبت کردیم: چرا برنامه ریزی درین عصر مهم است؟ بازی کسب و کار های دنیا امروز در مقابل ما چیست؟ دیوید آیزنهاور کی بود؟ سومین اقدام برای برنامه ریز شدن؟
آزمون و اقدامات اقدامات این درس
آیا می توانی بعد از این الویت بندی کنی؟ 🥳 برام بنویس بیشتر زمان در کدام صفحه آیزنهاور هستی؟ مجبوری، پولیسی، روزگمی یا هوشیاری؟🥰
لطفا تمرین خود را بنویسید و تکمه ارسال را بزنید…
🌀درس چهارم.
درین درس راجع به اینها صحبت کردیم:
قانون 80/20 پارتو چیست؟
سبک زندگی در مدیریت زمان چی نقش دارد؟
روتین های افراد موفق کدامند؟
سه چیز مهم برای سبک زندگی؟
آزمون و اقدامات اقدامات این درس
آیا میتوانی یک روتین خوب بسازی؟ 🥳
برام بنویس برای قبل و بعد خوابت کدام کار های ره در روتین خودت اضافه کردی؟🥰
همه ما در زندگی خواسته ها و آرزوی های داریم که دوست داریم روزی به انها برسیم. گاهی در در خواب رویایی رسیدن به آنها را می بینم و دوست داریم بیشتر در آن رویا باشیم تا از دیدن به حقیقت پیوستن آرزوی خود لذت ببریم اما صبح شده و زمان بیدار شدن از خواب است، درین لحظه ساعت به صدا میاید. با لبخند از خواب بیدار می شویم. به چهار اطراف خود نگاه می کنیم و در یک نگاه وضعیت فعلی زندگی خود را مرور می کنیم و برای اکثر افراد اینجا یک ختم دردناک و ناامیدانهای رویایی شرین رسیدن به آرزوی شان می باشد.
شما هم گاهی همین تجربه را داشته اید؟ اگر بلی، بدانید که به همان آروزها و خواسته های تان را هدف گفته می توانید. هدف چیزی غول آسا نیست که شما را بترساند همان طور که اطرافیان ما گاهی ما را از داشتن هدف و ارزوها شرین منع کردند، برعکس هدف ارزوی های کوچک و بزرگ شما هستند که برای رسیدن به آنها تنها نیاز است به بطور درست تلاش کنید تا بتوانید آنها را در زندگی تان داشته باشد. آرزوها و رویا های کودکی خود را به یاد بیاورید، شما میتوانید همه آنها را به اهداف خودتان مبدل کنید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.
در حالیکه در قطار از شهر لومان به شهر نانت فرانسه میروم تا برای شروع سال تحصیلی جدیدم آمادگی بگیر این متن را مینویسم و میدانم که هدف خود را درست انتخاب کردم و میتوانم به خوبی آنرا لمس کنم.
حالا که میدانید هدف داشتن چیزی بدی نیست بیاید فرق سه اصطلاح مهم را در هدفگذاری برایتان بیان کنم.
این سه مفهوم اکثرا توسط مردم به اشتباه گرفته می شود که سبب ایجاد کج فهمی و عدم لذت بردن از آنها می شود. تصور کنید تخیلای دارید اما فکر می کنید که یک هدف است و از نرسیدن به آن رنج می برید.
هدف خواسته های ما است که برای رسیدن به آنها تلاش می کنیم، و اندازه کافی از ما دور است اما با تلاش مناسب و استمرار می توانیم به آن برسیم. بطور مثال نوشیدن یک گیلاس آب را نمی توان هدف گفت چون تحقق آن کار برای ما بسیار آسان و نزدیک است.
آرزو ها هم خواسته های ما استند که دوست داریم آنها را در زندگی خود داشته باشیم اما برای رسیدن به آنها باید سخت ترین کار ها را انجام دهیم و از جان و دل مایه بگذاریم. در مسیر رسیدن به آنها نه تنها باید فشار زیادی را تحمل کنیم بلکه باید از اکثر داشته های فعلی خود مثل بگذریم و وقت زیادی را روی رسیدن به آن صرف کنیم. در هر صورت داشتن آرزوها مفت است و کسی ما را بخاطر داشتن آنها قضاوت نخواهد حتی اگر هیچ تلاشی برای رسیدن به آنها نکنیم.
تخیل قسمت لذت بخش این داستان است. تخیلات آن دسته افکار ما است که از مرور شان لذت می بریم و در عین زمان میدانیم که هرگز شدنی نیستند. تخیل داشتن هیچ گناهی ندارد و شما می توانید در بالکن خانه تان در حال نوشیدن یک گیلاس قهوه تصور کنید که به مریخ سفر کرده اید ویا هم مردآهنین دنیا مارول شده اید.
تا اینجا حتما دانسته اید که درین کتاب ما روی هدف تمرکز داریم و این که چطور آرزو های خودما را به هدف های قابل دستیابی مبدل بسازیم. در کنار آنهم از تخیل هایمان هم لذت ببریم.
هدفگذاری چیست؟
هدف گذاری را بطور ساده میتوان کشف آرزوها و تبدیل آنها به اهداف قابل دستیابی گفت طوریکه برای آنها بتواینم برنامه ریزی کنیم و نظر به برنامه خود اقدام های لازم را برای رسیدن به هدف خود هر روزه انجام دهیم.
به همین سادگی شما با نوشتن انچه میخواهید به آن برسید و چیدن اقدام برای انجام میتوانید هدف خود را مشخص کنید. اما اینجا مسیر ختم نمی شود، کار اصلی شما این است که بدانید چطور می توانید شانس رسیدن به این خواسته را افزایش بدهید. آیا انتخاب شما خواسته دورنی تان بوده؟ آیا این هدف مناسب شما است؟ آیا هدف دیگری که دارای اهمیت بیشتر است وجود نداره؟ پاسخ به همه این سوالات را درین کتاب برای شما ارايه خواهم داد.
اهمیت و فواید هدفگذاری در زندگی شخصی و حرفهای
هدف گذاری در زندگی شخصی و کاری داری اهمیت زیادی است. تنها با یک هدف گذاری زندگی تان می تواند متحول شود. از فایده های هدف گذاری هرچه بگوییم کم است، به هر حال چند مورد را در ذیل بیان می کنم.
در حال حاظر در حال انجام چی کاری استید؟ آیا دلیل کاری که انجام میدهید را میدانید؟ اولین فایده هدف گذاری داشتن یک زندگی هدفمند است. طوری که سبب میشود ارزش منابع خود را بدانید. شخصی که هدف دارد با بسیار دقت فراوان از زمان، توجه و انرژی خود استفاده می کند. وی هرگز زمان خود را با غیبت پشت مردم به هدف نمی دهد.
در قدم دوم هدف گذاری سبب بالا رفتن احتمال موفقیت تان میشود. وقتی شما هدف خود را مشخص می کنید ذهن روی آن موضوع حساس می شود و هر جا نکته و نشانه ای مرتبط با آن موضوع باشد به آن بیشتر توجه می کند. زمانی که هدف گذرای می کنید فرصت های را می بینید که قبلا با بی اعتنایی از کنار آنها رد می شدید.
برای یک فرد هدفمند حرفه مردم هیچ اهمیت ندارد. کسی که هدفی ندارد همیشه دنبال سلیقه مردم است و این که چی کار کند تا دیگران او را تایید کنند. در حالیکه هدفمند بودن سبب میشه از حرف مردم بازخورد بگیرید و کاری که درست است را انجا دهید. در یک کلام کسی که هدف دارد بازیچه دست مردم نمی شود.
لذت بردن از زندگی بهترین فایده هدف گذاری است. وقتی شما برای خواسته درونی تان تلاش می کنید، و نتایج آن را در زندگی تان حس می کنید، سبب میشود رضایت از زندگی تان افزایش یابد و احساس ارزمندی کنید.
هالا که فایده های هدف گذاری را دانستید شاید از خود بپرسید که با وجود این همه فایده ها چرا گاهی هدف گذاری نمی کنیم؟ اولین چیزی که مانع هدف گذاری ما میشود این است که اکثر ما یاد ندارم چطور هدف گذاری کنیم که این امر سبب میشود تا بطور اشتباه هدف گذاری کنیم و سرانجام به آنها نرسیم. اکثر افراد هم از ترس این که مبادا شکشت بخورند شورع به اقدام نمی کنند. گاهی هم ترس از موفقیت مانع هدفذاری ما مشود. در دوران مکتب دوستی داشتم که برای فرار از مسولیت، تلاش نمی کرد که اول نمره شود با وجود آنکه لیاقت آن را هم داشت.
از سوی دیگر شما را دعوت می کنم تا در آموزش رایگان هدف گذاری فراتر از عصر اشتراک کنید تا با یادگیری نکات کلیدی هدف گذاری در ۶ درس باکیفیت بتوانید اهدافی انتخاب کنید که مناسب شما باشد و رسیدن به آن تضمین شده.
اکثر مردم تصور می کنه که هدفگذاری تنها نوشتن جمله روی کاغذ است. و به دلیل عدم شفافیت در مسیر اهدافشان سرگردان میشوند. برای کسب شفافیت در هدفگذاری نیاز است تا از مدل های کارای هدفگذاری استفاده کنیم و هدف خود را نظر به آنها تطبیق دهیم. مدل هدف گذاری اسمارت جز از مشهورترین و کاربردی ترین مدل های رایج است.
Hand holding drawing virtual lightbulb with brain on bokeh background for creative and smart thinking idea concep
بری اولین بار اقای جورج دوران در سال 1981 اسم این مدل را در مقاله خود که برای هدفگذاری سازمانی در مورد اینکه چگونه هدف های هوشمند تر بزاریم ذکر کرد و از آن پس شهرت این تا امروز افزایش یافت.
مدل هدفگذاری اسمارت اول به دلیل نام جذاب داشتن «SMART» یعنی هوشمند و همچنان بیان تنها 5 ویژگی خاص برای هدفگذاری تا امروز در بین مردم رایج و مشهور است.
فایده مدل اسمارت
استفاده از مدل هدفگذاری اسمارت فایده های خودش را دارد. مدل اسمات سبب می شود اهداف را شفاف تعریف کنیم بنابراین از سردرگمی در مسیر رسیدن به هدف جلوگیری می کند. اثر بعدی اسمارت در خروجی هدف است که سبب میشود کارکرد انسانی افزایش یاید. در آخر تطبیق پذیری بیشتری دارد و میتواند به راحتی در هدفگذاری شغلی و شخصی استفاده شود.
چطور از مدل اسمارت استفاده کنیم؟
برای استفاه از مدل اسمارت ابتدا باید بدانیم که این مدل جذاب مخفف کدام کلمات است، هر کلمه یک ویژگی اسمارت را بیان می کند. در کل این ها ویژگی های اند که اگر هدف ما داشته باشد شانس رسیدن به آن بیشتر می شود.
شفاف و مشخص Specifique
هدف که تعیین می کنیم باید طوری شفاف باشد که حیطه ای که برای آن هدف را تعیین کردیم معلوم دار باشد. یکی از دلایل که به هدف خود نمی رسیم همین نامفهوم بودن آن است، اکثرا یک هدف کلی مشخص می کنیم که اصلا امکان اقدام برای آن سخت و ناممکن خواهد بود. بطور مثال هدف چون ریزیم گرفتم بسیار گنگ است و اصلا نمی توان برای آن اقدام در نظر گرفت در حالیکه اگر همین این طور تعریف کنیم «برای ریژیم خودم، دیگر نوشانه نمی خورم» این جمله هدف مان را بطور واضع و شفاف بیان می کند و همچنان می توانیم برای آن اقدام کنیم.
Magnifying glass focusing a forest – Environmental conservation concept
قابل اندازه گیری Missurable
دونده ای را تصور کنید که هر چه میدود اما به مقصد نمی رسد. این چالش دچار آن عده افراد می شود که اهدافشان قابل اندازهگیری نیست. وقتی هدف تان این ویژگی را داشته باشد هر لحظه ای مسیر شما می توانید درک کنید چقدر پیشرفت کرده اید و آیا وضع موجود تغییری داشته یا خیر.
هدف تان را کمی کنید تا با اعداد بتوانید آن را اندازه گیری کنید. بطور مثال حفظ ۵ لغت روزانه که در آخر ماه به ۱۵۰ تا شده باشد.
قابل دستیابی Achievable
اینجاست که باید واقع بین باشید اگر تا امروز هیچگاه مطالعه جدی نداشته اید و آخرین کتاب که هم خوانده اید از دوران مکتب بوده پس نباید توقع داشته باشید که از فردا روزی یک کتاب را مطالعه کنید. هدف تان باید با نسبت توان و انرژی تان سازگار باشد. اگر هدف تان بسیار آسان باشد سبب دلزدگی شما می شود و برعکس اگر هدف تان بیش از حد دشوار باشد غیر قابل دستیابی می شود که سبب نا امیدی تان می شود.
پس بجای هدف گذاری خواندن ۲۰ صفحه کتاب در روز اول می توانید هدف تعیین کنید که روزانه یک صحفه کتاب مطالعه می کنم. شاید برای بعضی ها یک صحفه هم دشوار باشد پس از آن هم می توانید کمتر کنید و به یک خط در روز هدف گذاری کنید شاید خنده دار باشد اما بدانید که راز موفقیت در گام های کوچک نهفته است.
Success transformation and Transform to succeed or improving concept and leadership in business through innovation and evolution with paper origami changed for the better.
مرتبط Relevant
هدف ما باید از دل و وجود خودما نشعت گرفته باشد. هدف که مال خودما باشد با فکر کردن در باره اش لذت می بریم و در خواب و بیداری به رسیدن به آن فکر خواهیم کرد. از هدف های که برای هم چشمی با مردم است دوری کنید چون سبب دل زدگی تان خواهد شد.
پس هدفی که با انگیزه درونی خودتان سازگار باشد انتخاب کنید.
Businessman on a ladder reaching the star above cloud.Business concept.Paper art vector illustration.
بعد زمانی
همه اهداف باید یک روز آخر داشته باشد. یک تاریخ سررسید برای بررسی این که آیا به هدف تان رسیده اید یا نخیر بسیار مفید است. این تاریخ برای شما کمک می کند تا بدانید که آیا در رسیدن به این هدف موفق بوده اید؟ یا خیر؟
وقتی زمان روز آخر هدف فرا میرسد، اگر به آن نرسیده باشیم سبب می شود به پاسخ های ذیل دست پیدا کنیم: آیا زمان تعیین شده کم بود؟ آیا فرصت از دست رفته؟ آیا باید زمان زیادی در نظر بگیرم؟ آیا باید هدف را ها کنم؟
افزایش شانس رسیدن به هدف
اگر هدف تان این ۵ ویزگی مدف هدف گذاری اسمارت را داشته باشد شانس رسیدن به هدف تا افزایش می یاد چون سبب می شود اشتباه اکثر مردم را شما مرتکب نشوید.
از سوی دیگر شما را دعوت می کنم تا در آموزش رایگان هدف گذاری فراتر از عصر اشتراک کنید تا با یادگیری نکات کلیدی هدف گذاری در ۶ درس باکیفیت بتوانید اهدافی انتخاب کنید که مناسب شما باشد و رسیدن به آن تضمین شده.
انتخاب یک هدف به تنهایی باعث نمی شود به آن برسید! داشتن آرزوهای بزرگ به تنهایی باعث نمی شود به واقعیت تبدیل شوند! فکر کردن و رویاپردازی کردن به تنهایی باعث نمی شود شما را به خواسته تان برسانند. برای لمس تغییرات در زندگی تان، به چیزی بیشتر از انتخاب هدف، آرزو داشتن، رویاپردازی و غیره نیاز دارید.
درین مقاله راجع به اهمیت انتخاب هدف صحبت می کنیم تا برای اقدام های خود وقت کم نیاوریم و از تنبلی رهایی پیدا کنیم، چطور اقدام های مستمر انجام دهیم و چطور با ساخت عادت ها موفقیت خود را تضمین کنیم.
چالش اصلی کمبود زمان و تنبلی نیست!
اکثر مردم برای رسیدن به هدفشان تلاش می کنند و دوست دارند به زود ترین فرصت به آن برسند ولی در مسیر راه با چالش های روبرو می شوند که سبب می شود نتوانند اقدام های لازم برای رسیدن به اهداف شان را انجام دهند، بیشتر آنها دلیل این بی عملی را کم بود زمان، تنبلی، مسائل روحی چون استرس و اضطراب می دانند و بنابراین در جستجوی آموزش های مدیریت زمان و رهایی از تنبلی و اهمال کاری می باشند.
تصویر اینکه با یادگیری مهارت های چون مدیریت زمان و رهایی از اهمالکاری می توان بی عملی در مسیر رسیدن به اهداف را جبران کرد شیرین و لذتبخش است ولی کارساز نخواهد بود چون این راهکار ها نمی توانند مشکل ریشهایی بیعملی در مسیر رسیدن به اهداف را حل کنند. بطور مثال هر چه روی آتش آب بریزیم تاثیری چندانی بر خاموشی آن نخواهد داشت مگر اینکه منبع انرژی آن را قطع کنید.
پاسخ و راه حل این چالش اکثر ما در اولین قدمی است که برداشتیم، یعنی انتخاب هدف!
انتخاب هدف از جمله قدم های اساسی و مهمترین قدم در رسیدن به موفقیت است، ما باید بدانیم دلیل انتخاب یک هدف چیست؟ چرا هدفی دیگرای انتخاب نکردیم؟ آیا این هدف درونی است؟ ویا آموخته شده که دیگران برای ما تحمیل کرده اند؟ آیا این هدف ارزش صرف منابع ما چون زمان، انرژی و توجه را دارد؟
انتخاب هدف آنقدر با اهمیت است که اگر نتوان به اندازه مسئله مرگ و زندگی به آن نگاه کرد، کمتر از آن هم نخواهد بود. چون بعد از این که هدفی انتخاب شد، ما ملزم هستیم که منابع مورد نیاز آن را از جمله زمان، انرژی، فکر و جسم خود را در اختیار آن بگذاریم و حتی گاهی قبل از شروع به انجام اقدام ها باید منابع کافی مورد نیاز آن را از اهداف فرعی دیگر گرفته و به آن هدف فعال خود اختصاص بدهیم.
در کل انتخاب هدف مسئلهای است که میتواند نه تنها چند ثانیه از روی شوق لحظه ای صورت بگیرد بلکه حتی هفته ها و ماها گاهی زمان نیاز باشد تا ما مطمئن شویم که هدف مورد نظر ارزش انتخاب شدن و قرار گرفتن در لیست اهداف فعال مان را دارد.
اگر به هدف خود برسم خوشبخت خواهم شد؟
خوشبختی با ارزش ها رابطه مستقیم دارد، با هدفگذاری بر اساس ارزش های خود هر لحظه می توانیم احساس خوشبختی کنیم چون بر خلاف اهداف که در آینده است، ارزش ها رفتار های در لحظه ماست. بنابراین در انتخاب هدف باید به ارزش های خود توجه کنیم و برای زندگی کردن ارزش هایمان اهدافمان را انتخاب کنیم.
اولین چیزی که برای رسیدن به هدف مهم میباشه صبوری است
استمرار داشتن گام مهم رسیدن به موفقیت است
مرحله رفتن به دل مسیر شروع شد.
زمانی که بدانیم چی کار را در چی زمان انجام دهیم برنده هستیم و این یکی از ویژگی های افراد موفق جهان است. بهترین زمان شروع کار برای رسیدن به اهدافتان همین حالا است چون لحظه حال همیشه در حال فرار است مثل آب دریا ها که هیچ گاه برای ما ایستاد نمی شود. بنابراین بسیار مهم است که با تعریف واضح اهداف خود و سپس تقسیم آنها به مراحل قابل مدیریت شروع به اقدام کنید. به یاد داشته باشید، ثبات و پشتکار کلیدی است.
اقدام و اقدام های کوچک
اتفاقات بزرگ هیچگاه خودشان به تنهایی رخ نمی دهند بلکه افرادی بودن که بوت های شان را پوشیده و اولین قدم ها را در مسیر ساختن آنها برداشتند، و با وجود چالش ها و ابهامات بازهم از تلاش دست نکشیدند. همیشه کسی به هدفش میرسه که اقدام می کند. اقدم های کوچک ولی روزانه، همانطور که صد ها قدم کودکان به شما راه رفتن را یاد داد. هر قدم کوچکی که برمی دارید پیشرفت است و هیچ وقت برای شروع تغییرات مثبت دیر نیست.
پس نگویید نمی شود. پس نگویید اقدام هایم کوچک است. پس نگویید ممکن نیست. همه دو راه بیشتر داشتند؟ راه اول اینکه شرایط را پذیرفته اند که چیزی بدی هم نیست، به شرطی که گله و شکایت نکنیم چون انتخاب خودمان است. و راه دوم اینکه با خود گفتن با وجود این شرایط از دست من چی ساخته است؟ چطور می توانم اقدام کنم؟ جمله که بسیار خودم دوست دارم در زمانی که به یک مانع میرم این است که همیشه به خودم می گویم: «یا راهش را پیدا می کنم یا راهش را میسازم» حاله موفقیت خود را چطور تضمین کنیم؟
٩٠ – ٩٠ – ١ برای رسیدن به هدف
برای دستیابی به اهداف تان نیاز است که تلاش مستمر داشته باشید و چه خوب که این تلاش از طرف صبح صورت بگیرد. تنها کافی است هر روز اول صبح و هر بار برای نود دقیقه روی هدفتان تمرکز کنید. این قانون طلایی برای رسیدن به هدف معجزه می کند که توسط آنتونی رابینز بیان شده.
تا اینجا فهمیدیم که انتخاب هدف در پیگیر و ادامه مسیر بیسار مهم میباشد و نقش حیاتی دارد و سپس اقدام کردن درین مسیر کلید رسید ما به موفقیت است. اما چطور می توانیم فشار اقدام های کوچک و بینهایت را از شانه های خود کاهش دهیم. راز آن که همه افراد موفق در زندگی خود از آن برای رسیدن به موفقیت استفاده می کنند. تبدیل اقدام ها به عادت است چون انجام دادن عادت ها برای ذهن ما بسیار آسان تر از اقدام های آگاهانه است. حالا چطور اقدام های خود را به عادت مبدل سازیم؟
مهم نیست چقدر گامی که امروز برداشتی کوچک بوده!🚶🚶🚶
مهم برداشتن آن است که تورا از 95 درصد مردم روی زمین متفاوت میکنه.
ساخت عادت سه مرحله دارد.
الف: سرنخ ایجاد کن
باید برای شروع کار خود یک سرنخ به مغز بدهیم تا به آن عادت کند و همیشه با دیدن آن شروع به اقدام کند، مثل رفتن به تخت خواب می تواند سرنخ برای نوشیدن آب ویا مطالعه قبل خواب باشد.
ب: اقدام بعد سرنخ
بعد دیدن سرنخ باید اقدام کنیم و کاری که انتخاب کردیم تا عادت ما شود را انجام دهیم، در مثال قبل آب نوشیدن بود. البته اقدام ها در ابتدا باید بسیار کوچک و ساده باشد تا مغز ما از انجام آن نترسد.
ج: پاداش برای این موفقیت
در آخر باید به مغز پاداش بدهیم چون سبب میشه بداند که کار مفیدی انجام داده، انسان هیچ کاری را انجام نمی دهد مگر اینکه لذت و پاداشی از آن ببرد. پاداش ها میتوانند گفتاری مثل: آفرین، شاباش، ایول، باشد یا نقدی و یا خوراکی ها و یا رفتن بیرون.
هرچه تلاش کنید کارهای روزانه تان که در مسیر رسیدن به هدفتان باید انجام دهید را به عادت خود تبدیل کنید، بار و فشار کار ها را کمتر به دوش خواهید کشید و راحت تر از قبل می توانید آنها را انجام دهید. حالا به این سوال در کامنت پاسخ دهید: چی کار های ره دوست داری که به عادت خود مبدل کنی؟
با انتخاب هدف درست نظر به ارزش های خود شما میتوانید شانس رسیدن به موفقیت تان را تضمین کنید. سپس هر روز با اقدام های مهم و تلاش مستمر می توانید برای آن هدف خود وقت بگذارید و درین مسیر عادت سازی می تواند مثل حامی شما باشند چون اول ما عادت های خود را میسازیم و بعد آنها ما را می سازند.
هدفگذاری یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر فرد برای موفقیت در زندگی شخصی و حرفهای نیاز دارد. اولین قدم در این فرآیند، شفافسازی و تعیین اهداف است. این مرحله پایه و اساس همهی اقدامات بعدی را تشکیل میدهد و بدون آن، رسیدن به موفقیت تقریباً غیرممکن است.
چرا شفافسازی و تعیین اهداف اهمیت دارد؟
ایجاد وضوح ذهنی: با شفافسازی اهداف، شما میدانید که دقیقاً به دنبال چه هستید و از چه راهی باید حرکت کنید. این وضوح به شما کمک میکند تا بهتر تصمیمگیری کنید و از وقت و منابع خود بهینه استفاده کنید.
افزایش انگیزه: وقتی اهداف شما مشخص و ملموس باشند، انگیزه بیشتری برای دستیابی به آنها خواهید داشت. هدفهای واضح و روشن، شما را به چالش میکشند و انگیزه میدهند تا برای رسیدن به آنها تلاش کنید.
ردیابی پیشرفت: با داشتن اهداف مشخص، میتوانید پیشرفت خود را بهراحتی اندازهگیری کنید و بفهمید که چقدر به هدف نزدیک شدهاید و چه اقداماتی باید انجام دهید تا به آن برسید.
چگونه اهداف خود را شفاف و مشخص تعیین کنیم؟
برای تعیین اهدافی که شفاف و قابل دستیابی باشند، میتوانید از مدل SMART استفاده کنید. مدل SMART یک روش کارآمد برای تعریف و ارزیابی اهداف است که به پنج معیار اصلی توجه دارد:
Specific (مشخص): هدف باید واضح و دقیق باشد. به جای تعیین یک هدف کلی مانند “بهبود وضعیت مالی”، بهتر است هدف خود را مشخصتر کنید، مثل “افزایش درآمد ماهانه به میزان 20% در طی شش ماه آینده”.
Measurable (قابل اندازهگیری): هدف باید قابل اندازهگیری باشد تا بتوانید پیشرفت خود را ارزیابی کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شما “افزایش درآمد” است، باید بتوانید میزان دقیق این افزایش را اندازهگیری کنید.
Achievable (قابل دستیابی): هدف باید واقعگرایانه و قابل دستیابی باشد. تعیین اهداف بیش از حد بلندپروازانه ممکن است شما را ناامید کند. بهتر است اهدافی را انتخاب کنید که با توجه به منابع و تواناییهای شما قابل دستیابی باشند.
Relevant (مرتبط): هدف باید با ارزشها و اولویتهای شما مرتبط باشد. اگر هدف شما با دیگر اهداف و برنامههای زندگیتان همخوانی نداشته باشد، احتمال دستیابی به آن کم میشود.
Time-bound (محدود به زمان): هدف باید دارای یک چارچوب زمانی مشخص باشد. تعیین یک بازه زمانی برای دستیابی به هدف، شما را به عمل وادار میکند و از تعویق انداختن جلوگیری میکند.
مثالهای عملی از تعیین اهداف
هدف شغلی: فرض کنید شما یک کارمند هستید و میخواهید در شغل خود پیشرفت کنید. یک هدف SMART میتواند اینگونه باشد:
Specific: ارتقاء به سمت مدیر پروژه
Measurable: دستیابی به ارتقاء در طی یک سال
Achievable: با تکمیل دورههای آموزشی مرتبط و انجام پروژههای موفق
Relevant: این هدف با برنامههای شغلی بلندمدت شما همخوانی دارد
Time-bound: دستیابی به این هدف تا پایان سال جاری
هدف مالی: فرض کنید میخواهید پسانداز خود را افزایش دهید. یک هدف SMART میتواند اینگونه باشد:
Specific: پسانداز 10 میلیون تومان
Measurable: اندازهگیری میزان پسانداز ماهانه
Achievable: با کاهش هزینههای غیرضروری و افزایش درآمد از طریق کار پارهوقت
Relevant: این هدف به برنامههای مالی بلندمدت شما مرتبط است
Time-bound: دستیابی به این هدف تا پایان سال جاری
هدف سلامت: فرض کنید میخواهید سلامت جسمی خود را بهبود ببخشید. یک هدف SMART میتواند اینگونه باشد:
Specific: کاهش وزن به میزان 5 کیلوگرم
Measurable: اندازهگیری وزن بهصورت هفتگی
Achievable: با انجام ورزشهای منظم و رژیم غذایی سالم
Relevant: این هدف با برنامههای سلامتی شما همخوانی دارد
Time-bound: دستیابی به این هدف تا پایان سه ماه آینده
نتیجهگیری
تعیین اهداف شفاف و مشخص، اولین قدم و شاید مهمترین قدم در فرآیند هدفگذاری است. با استفاده از مدل SMART، میتوانید اهداف خود را بهطور دقیقتر و واقعگرایانهتری تعریف کنید و مسیر روشنی برای دستیابی به آنها داشته باشید. این امر نه تنها انگیزه شما را افزایش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا بهصورت مؤثرتر و کارآمدتر به اهداف خود نزدیک شوید و در نهایت، به موفقیت دست یابید.