نویسنده: احمد بلال شمس

  • پروژه گسترده هدف گذاری

    پروژه گسترده هدف گذاری

    هدف گذاری مفهوم چند وجهی و گسترده ای است که پیچیدگی ها و ابهامات خودش را دارد، بنابراین با دانستن علت های گستردگی هدف  گذاری و شناخت آنها میتوانی روش ها و اصول مناسب هدف خود را تشخیص دهیم و نظر به آنها مسیر خود را بطور مطمئن تر برنامه ریزی کنیم.

    پیچیدگی هدف گذاری را می توان به سه علت ذیل ربط داد.

    ۱. دو فضای کاملا متفاوت بین هدف گذاری شخصی و کاری:

    هدف گذاری در سازمان ها به سبب وجود سیستم پرداخت و پاداش بسیار پیچیده می باشد، کارمندان نظر به پاداشی که بعد از رسیدن به هدف بدست می آورند تلاش می کنند. بحث هدف گذاری سازمانی جز مهم در حوزه مدیریت منابع و رفتار های سازمانی است و اشتباه در آن، می تواند سبب رقابت نادرست، رفتار های غیر اخلاقی، شکل گیری اختلافات و موارد مشابه در سازمان شود.

    در هدف گذاری شخصی، از یک سوی سیستم پاداش وجود ندارد و فرد ملزم است که این نیاز را از راهی دیگری رفع کند، و از سوی دیگر، برخلاف هدف گذاری سازمانی که افق دید کوتاه مدت دارند چون تخمین درست آنچه در ده سال آینده رخ خواهد داد دشوار است و ناگزیر به اهداف دو ساله روی می آورند، در هدف گذاری زندگی افراد افق دید بلند مدت دارند و تا چند دهه از زندگی خود را زیر نظر خواهند داشت، حتی افرادی که برنامه ریزی برای آینده را قبول ندارند هم برای دوران تقاعد خود برای سازمان های بیمه پول پرداخت می کنند.

    ۲. عدم مرز مشخص بحث هدف گذاری با مباحث دیگر

    هدف گذاری آنقدر وسیع می باشد که مرز آن با مباحث همچون مدیریت زمان، برنامه ریزی، مدیریت منابع، تغییر یا تثبیت عادت های فردی چندان شفاف نیست. بنابراین هدف گذاری را زیر شاخه یکی از این مباحث در نظر گرفتن کاری نادرست خواهد بود.

    از یک سوی بحث برنامه ریزی آنقدر وسیع است که نمی تواند آن را به زیر شاخه هدف گذاری در نظر گرفت و از سوی دیگری بدون برنامه ریزی روزانه هم نمی تواند به اهداف تعیین شده برسیم، به همین شکل، تغییر و تثبیت عادت های فردی ریشه بزرگ در مباحث چون سبک زندگی، انضباط شخصی، اهمال کاری، و حتی خودشناسی دارد که نمی تواند آنرا زی مجموعه هدف گذاری قبول کرد و از سوی دیگری گسترده بودن هدف گذاری در قالب تغییر و تثبیت عادت ها قرار گرفته نمی تواند.

    ۳. هدف گذاری در سطوح و لایه های متفاوت

    هدف گذاری در هر سطح و جایگاه دارای نکات مهم و مشخصی است که عدم در نظر گرفتن آنها سبب خواهد شد که نه تنها به اهداف خود نرسید بکله زمان و انرژی خود را نیز هدر دهید.

    بطور مثال در سطح توسعه فردی، یادگیری تایپ سریع، یادگیر زبان ویا تفکر نقادانه دارای روش ها و اصول متفاوت هدف گذاری می باشد، بنابراین انتخاب روش های هدف گذاری برای تایپ سریع را نمی تواند برای هدف گذاری یادگیر تفکر نقادانه انتخاب کرد چون هر کدام آنها منابع مختلفی برای رسیدن به آنها نیاز دارند.

    این اهداف نه تنها در ظاهر بلکه در هویت هم یکسان نیستند و زمانی که سطح هدف گذاری تغییر می کند، جنس اهداف هم عوض می شوند. بنابراین با تغییر سطح اهداف اصول، تکنیک ها و روش های آنها هم متفاوت خواهد بود.

    در خلاصه، در زمینه یادگیری هدف گذاری و هدف گذاری، باید مفهوم آن را از زوایا دید مختلف برسی کرد و برای یک  نگاه یا رویکرد خاص تعصب نداشته باشیم.

  • استراحت ذهنی – توسط گوگل

    استراحت ذهنی – توسط گوگل

    برنامه افزونه کروم Mindful Break

     

    افزونه Chrome Mindful Break هر بار که باز می‌شود، یک نکته جدید در مورد mindfulness به شما ارائه می‌دهد. به یک استراحت نیاز دارید؟ افزونه Mindful Break به شما یک نکته در مورد mindfulness می‌دهد و شما را در یک تمرین تنفس کوتاه راهنمایی می‌کند. یادآوری‌هایی را تنظیم کنید تا به شما یادآوری کنند. برای کمک به تمرکز، به حالت تمام صفحه بروید.

    Mindful Break یک ابزار ساده اما قدرتمند است که می‌تواند به شما در حفظ آرامش، تمرکز و بهره‌وری در طول روز کمک کند. این برای افرادی که روی رایانه کار می‌کنند ایده‌آل است، زیرا می‌تواند به شما کمک کند تا به طور منظم استراحت کنید و به تنفس خود توجه داشته باشید.

     
     

    Mindful Break ابزاری ساده و در عین حال قدرتمند است که می تواند به شما کمک کند در طول روز آرام، متمرکز و سازنده بمانید. این برای افرادی که با رایانه کار می کنند ایده آل است، زیرا می تواند به شما کمک کند تا به طور منظم استراحت کنید و مراقب تنفس خود باشید.

     

    استفاده آسان

    استفاده از افزونه آسان است. کافی است آن را در مرورگر Chrome خود نصب کنید و هر زمان که به آن نیاز داشتید، آن را باز کنید. سپس یک نکته جدید در مورد mindfulness و یک تمرین تنفس کوتاه دریافت خواهید کرد. همچنین می‌توانید یادآوری‌هایی را برای کمک به یادآوری خود برای استراحت تنظیم کنید.

    مراحل نصب افزونه Mindful Break در کروم:

    1. فروشگاه وب Chrome را باز کنید.
    2. جستجوی عبارت Mindful Break. می توانید اینجا کلیک کنید.
    3. روی دکمه “افزودن به کروم” کلیک کنید.
    4. بر روی دکمه “افزودن افزونه” کلیک کنید.
  • چرا کتاب کار عمیق ره بخوانم؟

    چرا کتاب کار عمیق ره بخوانم؟

    داستان شکست من قبل کار عمیق

    درین دنیا کمتر کسی وجود داره که هدف و آرزوی نداشته باشد و صد در صد مطمئنم که شما هم از همین هدفمند استید چون یکی از ویژگی های افرادی هدفمند مطالعه و آموزش مادام العمر می باشد چون ما به اندازه دانش ما رشد خواهیم کرد. از سوی دیگری، بری رسیدن به اهداف خود نیاز به تلاش کردن و زحمت کشیدن داریم تا بتوانیم رویای خود ره به واقعیت بپیوندیم اما گاهی درین مسیر با موانع روبرو می شویم که ما را از تلاش کردن باز می دارد و گاهی آنقدر این مانع ها در ما حول ما زیاد است که به یک چیزی عادی مبدل شده و نمی توانیم آنها ره جز اصلی ترین بازدارنده گان ما دسته بندی کنیم.

    بزرگترین دشمن دنیا حاضر در مقابل اهداف ما «فکرپرتی ها» استند، آنهای که در لایه لایه زندگی ما جای گرفته اند تا حدی که روی چشم های ما پرده انداختن و نمی توانیم به آسانی آنها ره تشخیص بدهیم. جمله زیبای از یکی از بزرگان به یادم آدم «حماقت زمانی که جمعی میشوه، ناپدید می شوه».

    شاید دریک این گفتار بری شما دشوار باشد دل خور نشوید اویل بری من هم همین قسم بود، در دوره ها و درس های متفاوت شرکت می کردم که در مقدمه هر یک آن به این مبحث اشاره میشد «بری یادگیری از فکرپرتی ها دوری کنید» آنزمان با  خودم فکر می کردم که من از همه بیشتر به این نکته اهمیت می دهم چون در هنگام درس هیچ حواسپرتی ای ندارم، موبایلم ره اکثرا بی صدا یا خاموش می کردم، دروازه اتاقم ره می بستم و کسی از اطرافیانم حق نداشتن درین مدت مزاحم من شوند، پس به خودم می بالیدم که هیچ چیزی فکر مره پرت نمی کنه، اما داستان زمانی به ضررم تمام شد که وقت عمل بود و نیاز داشتم در خانه دور کاری کنم اما حتی بعد از دو ماه دورکاری نتوانسته بودم به حد واقعی بازدهی خودم بریم، مدانستم یک مسله وجود دارد که نمی توانم به اندازه که باور دارم از توانایی هایم استفاده کنم تا این که کتاب کار عمیق ره یافتم.

    کتاب کار عمیق اثر که مطالعه آن واجب است!

    مفهوم کار عمیق بری اولین بار توسط اقای کال نیوپورت در وبلاگ شخصی اش در سال 2008 بیان شد و طولی نکشید که کتابی به همین اسم در سال 2016 به نوشت. وی درین کتاب بر مفهوم کار عمیق می پردازد که نظریه آن از کجا بدست آمده و این که چرا امروزه کار عمیق به یک جریان مهم برای همه دانش ورز ها مبدل شده است.

    کار عمیق: کاری که با تمام تمرکز بدون هیچ گونه فکرپرتی انجام میشه، یک پارچه بوده و تکرار کردن آن سخت است

    یک بار کار های که امروز انجام دادید ره در ذهنتان برسی کنید که آیا با این تعریف مطابقت دارد یا خیر. در بهره اول و نگاه سطحی شاید بگوید بلی ولی اجازه بدهید که نگاهی عمیقی به آن بیاندازیم.

    الف: با تمام تمرکز

    اصلی ترین بحث درین کتاب «تمام تمرکز» است که نقطه قوت برای موفق شدن در دنیا جدید می باشد. بنابر این نیاز است که هنگام کار کردن تمام حواس خود ره از هر مسله دیگر جمع کرده و روی کار خود تمرکز کنیم درست مثل یک ذره بین. اما چرا هنگام کار یا یادگیری ما نیاز به تمام حواس خود داریم؟ زمانی که می خواهید مطلب و مهارت جدیدی را بیاموزید مغز نیاز دارد تمام نیروی خود را یکجا بری ساخت مسیر عصبی جدید آن فعال کند ولی زمانیکه شما یادگیری را بدون تمرکز انجام بدهید آنوقت تعداد زیاد جربان های مغزی فعال شده و بری ساخت مسیر عصبی مهارت جدید تنها جریان های تصادفی فعال می شود.

    اما چی زمانی تمرکز ما کاهش پیدا می کند؟

    ب: بدون هیچ فکر پرتی

    پامروز با پیش رفت شبکه های اجتماعی، باعث شده که همه ما از این تکنالوژی به اندازه کافی(بی از حد) استفاده کنیم طوری که گاهی بدون نیاز هم تمام زندگی خود را با آن تلفیق داده ایم. این کتاب مخالف استفاده از این تکنولوژی ها نیست اما آنها ره دشمن بازدهی می نامد اما چی زمانی؟ زمانی که تلاش می کنیم به اهداف خود برسیم.

    اکثر افراد عمدا این فکر پرتی ره بری خود ایجاد میکنند فرض کنید هنگام مطالعه تلفن شان هم کنار میز هست تا اگر پیامی آمد پاسخ آنرا بدهید ویا هر ده دقیقه بعد موبایل خود ره یک بار چک می کنند در نگاه اول کاری ساده ای است، هم مطالعه و هم ایجاد ارتباط ولی بیاید از نظر علمی آنرا برسی کنیم.

    طی تحقیقات انجام شده اگر شما از کار الف به کار ب بروید در صورتی که کار الف را تمام نکرده باشید، درین وضعیت ذهن شما ره پیروی نمی کند! و باعث ایجاد پسماندگی توجه میشود. این پسماندگی توجه اکثرا به دلیل چندکارگی بوجود میاید. به عباره دیگر وقتی شما بین کار ها جا بجا می شوید در حالیکه از نظر فزیکی شما در حال انجام کار جدید استید ولی ذهنتان هنوزم هم مشغول تحلیل کار اولی است و دانشمندان این زمان ره بین 3 تا 20 دقیقه گفته اند.

    ج: تکرار آن سخت است

    چی آسان است، رفتن به شبکه های اجتماعی و روزگمی، انجام دوباره کار عمیق سخت و دشوار است چون نیاز به تمرکز عمیق دارد، اگر زندگی افراد که می گویند وقت کم میاوریم ره برسی کنید متوجه میشود که همیشه در حال انجام کار کم عمق استند و از یک کار به کار دیگری می پرند به بسیار راحتی، از خودتان بپرسید آیا این کار که می کنم تکرار آن سخت است؟

    داستان من بعد از کار عمیق

    زمانی که مقاله در سایت تودوایست مطالعه کردم متوجه شدم یکی از دلایل کم آوردن زمان بری انجام پروژه هایم ندانستن اصول و قوانین کار عمیق است، بنابراین با تمام توان تلاش کردن که آنها ره یاد بگیرم از آن زمان به بعد زندگی من به دو دسته تقسیم می شود، قبل از کار عمیق( بی بهره) و بعد از کار عمیق ( با ثمر).

    اصول کار عمیق بسیار ساده و پیش پا افتاده است اما اگر بتوانیم همین نکته های ساده آنرا در زندگی تان و کار تان پیاده کنید از زندان فکر پرت کن ها آزاد شده و حس می کنید که در این دنیا که همه می گویند زمان کم میا آورند شما دو بال اضافه دارید که می توانید به دل خودتان هدایت شان کنید.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

  • قانون ۹۰/۹۰/۱ رابین شارما

    برای اهدافتان با کمبود زمان دچار هستید؟

    زمان سرمایه با ارزشی است که نباید آن را هدر داد، در این دوران دزد های زمان بسیار زیاد است که معروفترین آنها شبکه های اجتماعی می‌باشد، آنها بیشترین زمان را در روز از ما می‌گیرند، طبق تحقیقات مردم در حد اوسط روزانه بیشتر از دو نیم ساعت را صرف شبکه های اجتماعی می کنند.

    در هر صورت اگر آن را درست مدیریت کنیم، می‌توانیم بیشترین استفاده و بهره را ببریم واگر آنر بد مدیریت کنیم، نه تنها مهمترین سرمایه خود را از دست داده ایم، بلکه باعث ایجاد ناامیدی و غصه در ما می شود.

    دوست دارید یک مهارت جدید یاد بگیرید؟

    بسیار از افراد برای رسیدن به اهداف زمان کم می آورند و شکست می خورند، فرق نمی کند شما دانش‌جو باشید یا شاغل و یا یک مدیر، در هر صورت شما وظایف بی شماری دارید که باید روزانه آنها را انجام دهید، با این حال شاید دوست داشته باشید یک مهارت جدید را یاد بگیرید، مهارت مورد علاقه تان ویا مهارت مورد نیاز تان، در هر صورت شما نیازمند وقت گذاشتن منظم برای یادگیر آن هسیتد، اما با وجود همه این مشغله ها چطور می‌توانید به این هدف خود برسید.

    درست حدس زدید، با پیروی از قانون اقای شارما شما می توانید با بسیار سادگی هر مهارتی را که دوست دارید یاد بگیرد و به رویاهای خود تحقق ببخشید، این مدیر توانمند این قانون را به اسم ۹۰ / ۹۰ / ۱ نامگذاری کرده است

    قانون ۹۰/۹۰/1 رابین شارما چیه؟

    رابین شارما بیان می کند « به مدت ۹۰ روز آینده، اولین ساعت روزانه خود را به بهترین فرصت زندگی خود اختصاص دهید. نه هیچ چیز دیگر، فقط تمرکز روی برنامه و هدفتان»

    یکی از ویژگی های که آقای رابین شارما برای ما بیان می کند این است که این قانون می تواند هدف ما را تحقق بخشد. با انجام این کار هر روز، به مدت سه ماه، ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه را برای هدفی که به علاقه دارید اختصاص دهید و در طول زمان شما شاهد پیشرفت قابل توجهی در آن خواهید بود.

    مراحل انجام آن چطور است؟

    اول هدف خود را مشخص کنید

    انجام ورزش، کتاب خواندن، یادگیری زبان جدیدی، مدیتیشن کردن و یا هرچی که دوست دارید و میخواهید آن را در ۹۰ روز آینده یاد داشته باشید را انتخاب کنید.

    دوم تطبیق این قانون

    زمانی که هدف خود را مشخص کردید، تمام حواس پرتی ها را دورکنید، هر چی که ممکن است در این ۹۰ دقیقه شما را اذیت کند، میایل تان را بی‌صدا و یا خاموش کنید، به اطرافیان تان توضیح دهید که چه تصمیمی گرفته اید و بگویید که در این مدت مزاحم شما نشوند و خود را مطمئن شوید که با تمام حواس این در مدت روی یادگیر تان  تمرکز کنید.

    و سوم فرقی نمی کند برنامه، هدف و چشم انداز شما چی باشد

    هر روز این یک و نیم ساعت زمان خود را به آن اختصاص دهید و ترجیحاً بهترین زمان از طرف صبح ها می‌باشد چون عوامل حواس پرتی کم استند. از این قسمت به بعد استمرار و اراده شما مهم است که هر روز بر این برنامه تان پایبند باشید تا نتایج شگفت انگیز آن را ببینید.

    ۹۰ دقیقه زیاد است؟ نترسید دستکاری کنید!

    اگر ۹۰ دقیقه و ۹۰ روز باعث تردد شما می‌شود، به راحتی آن را مناسب با توانایی زمان و انرژی تان شخصی سازی کنید، میتوانید به ۱/۳۰/۳۰ و یا ۱/۴۵/۴۵ هم آن را تغییر دهید، یکی از تجربه کننده های این قانون بیان کرده که ۱۳ دقیقه در روز هم برای تمرکز روی برنامه تان کافی می‌باشد.

    تنها اجرا کنید

    این تکنیک بسیار ساده به نظر میرسد ولی در عین حال بسیار کارا می‌باشد، می‌توانید یکبار امتحان کنید و نظرتان را راجع به آن به ما بگویید. برای خودتان یادآوری بگذارید تا روزانه شما را از برنامه تا آگاه کند و بتوانید براحتی بر آن پایبند باشید و برای شما پشنهاد می‌کنم برای اجرا بهتر این تکنیک در وبینار رایگان مدیریت زمان و برنامه ریزی اشتراک کنید.

  • زمانی که در برنامه ریزی شکست می خورم؟

    زمانی که در برنامه ریزی شکست می خورم؟

    بیایید در ابتدا یک تعریف کوتاه از برنامه ریزی را بدانیم.

    برنامه ریزی فرایند تفکر به فعالیت های که لازمه رسید به اهدافمان می‌باشند است، اولین و مهم ترین فعالیت ضروری برای دستیابی به نتایج مطلوب است، بطور ساده یعنی بدانیم برای رسید به اهدافمان کدام کار های را در کدام زمان های مشخص انجام بدیم. برنامه ریزی بودجه بندی زمان و استفاده مناسب از آن است، در برنامه ریزی ما زمان آینده را به حال می‌آوریم و برای هر لحظه آن تصمیم می‌گیریم که چطور و برای چه هدفی آن را مصرف کنیم.

    چرا به برنامه ریزی نیاز داریم؟

    برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی جز اصلی وظایف می‌باشد، ما در دنیای پیچیده زندگی میکنیم، امروزه شما در هر شرایطی که باشید بدون برنامه ریزی نمی‌توانید کار های‌تان را به خوبی و در زمان درست انجام دهید، فرقی نمی کند شما مدیر یک شرکت باشید و یا یک خانم خانه، استاد باشید یا یک دانش‌آموز، در هر صورت با داشتن برنامه درست و کارا می‌توانید دستیابی به اهدافتان را تضمین کنید.

    مزایای برنامه ریز بی‌شمار است اما در ادامه مهم‌ترین آنها را بیان می‌کنیم:

    افزایش احتمال تحقق اهداف

    همانطور که در قسمت اول ذکر شد، اصلی ترین فایده برنامه ریزی اینست برای شما اطمینان می‌دهد که به اهداف تان خواهید رسید، تعجب نکنید معجزه‌ای در کار نیست، تنها با برنامه بودن می توانیم مثل میلیون های افراد موفقِ با برنامه، رویا های خود را به واقعیت محقق کنیم، چون با آن خواهید دانست که چی کاری را در چی زمانی باید به چه شکلی انجام دهید، این خودش شما از تنبلی و اهمال کاری باز می دارد و شما را وا می دارد در مسیر اهدافتان قدم بزارید.

    استفاده صحیح از زمان و منابع

    با برنامه ریزی درست و کارا ما نه تنها به تمام کار های که لازم است انجام دهیم می‌رسیم بلکه می‌توانیم زمان زیادی برای تفریح و لذت بردن از زندگی هم داشته باشیم.

     فردی بی برنامه‌ای را تصور کنید، که بر علاوه این که تمام طول هفته سخت کار کرده و حتی با انجام اضافه کاری در شرکت خودش، مجبور است آخر هفته راهم برای تکمیل کارهای ناتمامش سپری کند، این فرد به علاوه اینکه از کار ها عقب مانده، بهترین زمان‌ی را که میتواند با فامیل خود بگذارند را هم از دست می‌دهد. شما که نمی خواهید این‌ چگونه باشید.

    اما برعکس، فردی که  با برنامه است می تواند تمام کارهایش را سر زمان شان انجام دهد و زمان بیشتری هم برای استراحت و سپری کردن با فامیل داشته باشد.

    پی بردن به میزان پیشرفت

    با ایجاد برنامه کارا شما از لحظه لحظه پیشرفت کارتان با خبر می‌باشد، میدانید که چی اندازه از کاری تمام شده و چقدر آن باقیست. این کار از فشار و استرس ناشی از نا‌تمامی کار های شما را حفظ می‌کند و به شما انگیزه میدهد به مسیر تان با تمام قواء ادامه دهید.

    یکی از گام های مهم برای برنامه ریزی چیست؟

    تا اینجا به اهمیت برنامه ریزی و نتایج که می‌تواند برای ما داشته باشد پی بردیم، حالا برای انجام یک برنامه ریزی درست نیاز است تا نکات مهم را رعایت کنیم تا برنامه مان کارا و مفید باشد، در زیر یکی از گام های مهم برای برنامه ریزی را بیان می‌کنیم:

    شناسایی هدف

    زمانی سراغ برنامه ریزی می‌رویم که هدفی داشته باشیم تا بتوانی با آن به هدفمان به راحتی برسیم، پس برای هر برنامه ای که می‌خواهیم ایجاد کنیم باید یک هدف قابل اندازه‌گیری، امکان پذیر و با زمان مشخص انتخاب کنیم،

    هدف باید قابل اندازه گیری باشد

    ابتدا هدف شما باید قابل اندازه گیری باشد بطور مثال اگر شما دانش‌آموز هستید و برای کتاب خواندن برنامه ریزی میخواهید انجام دهید، و بگویید «هدف من این است که بسیار کتاب بخوانم» این هدف درس است که هدف مفیدی است ولی تحقق پذیر نیست چون قابل اندازه گیری نمی باشد و اما اگر بگویید « هدف من خواند فلان کتاب است»  در اینجا شما یک هدفی دارید که قابل اندازه گیری است و درست مشخص است چی زمانی به هدفتان می‌رسید، زمانی که این یک کتاب را تمام کردید.

    امکان پذیر بودن هدف

    شما نباید در ابتدای کار تان اهداف بلند پروازانه ‌و غیر قابل دستیابی انتخاب کنید، در کل برنامه های که هدف شان منطقی نباشد زود تر شکست می‌خورد، بطور مثال اگر شما در تمام عمر تان تا حال هیچ کتابی نخوانده اید و بگویید از فردا من هر روز یک کتاب را می‌خوانم، طبیعیتاً که در اولین ثانیه ها شکست می‌خورید و ناامید می‌شوید، درین شرایط هدف شما می‌تواند تنها خواندن یک صفحه در روز باشد تا در روز های بعدی بتوانی مقدار هدف روزانه ‌ای تان را به آرامی افزایش دهید تا عادت مطالعه در شما ایجاد شود.

    زمان مشخص داشته باشد

    تصور کنید من می خواهم به سفر رویایی که همیشه آرزویش را دارم بروم از من می پرسید چی زمان می خواهی به این سفر بروی و منم پاسخ می‌دهم «یک روزی»، واکنش شما چی خواهد بود حتما خواهید گفت «از شنبه»، ویژگی مهم که بیشتر افراد نادیده می‌گیرند مشخص کردن محدوده زمانی هدف شان می‌باشد، برای برنامه ریزی نیاز است بدانیم چی زمانی می‌خواهیم این هدف را شروع و چی زمانی این هدف به پایان می‌رسد.

    سخن پایان

    زمانی برنامه ریزی شکست می‌خورد که ما از آزمون و خطا در این مسیر غفلت می‌کنیم، در اصل برنامه ریزی یک مهارت است و برای یادگیری هر مهارتی ما نیازمند تمرین و شکست و دوباره تمرین کردن است تا روزی که به طور کامل بالای آن مسلط شویم، آیا اولین روز های بایسکل رانی خود را به یاد دارید؟

    پس چالش های این مسیر را پذیرید، درست است که ما یک شبه برنامه ریزی می کنیم و اما توقع نداشته باشید که یک شبه هم برنامه ریزی را یاد بگیرید، با تلاش و اصلاح لحظه به لحظه برنامه تان می‌‌‌توانید به برنامه درست و کارا برسید و اهداف تان را محقق کنید. و برای شما پشنهاد می‌کنم در وبینار رایگان مدیریت زمان و برنامه ریزی اشتراک کنید.

    با قلم  احمد بلال شمس

    ۳۱ ژانویی ۲۰۲۳

  • تکنیک آیزنهاور: روشی کارآمد برای مدیریت زمان 

    سیستم سازماندهی آیزنهاور 

    مدیریت زمان یکی از مهارت‌های حیاتی برای همه افراد در دنیای امروز است. بسیاری از ما با چالش‌هایی مانند فشار زمانی، وظایف بیشمار و اولویت‌بندی وظایف روبرو می‌شویم. در این مقاله، به معرفی تکنیک آیزنهاور به عنوان یک روش کارآمد برای مدیریت زمان می‌پردازیم. تکنیک آیزنهاور، یک سیستم سازماندهی زمانی است که توسط ایوزنهاور در دهه ۱۹۱۵ معرفی شد و به وسیلهٔ بسیاری از افراد در سراسر جهان استفاده می‌شود. 

     

    آیزنهاور کی بود؟ 

    دوایت دیوید آیزنهاور (به انگلیسی: Dwight David “Ike” Eisenhower) معروف به «آیک» (زاده ۱۴ اکتبر ۱۸۹۰ – درگذشته ۲۸ مارس ۱۹۶۹) ژنرال پنج ستاره و سیاستمدار آمریکایی بود که از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۱ به‌عنوان سی و چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا مشغول به فعالیت بود. ویکی پدیا 

    وی با مهارت مدیریت زمان و سازماندهی وظایف، الگوی بهره وری بود و بعد از نشر کتاب «هفت عادت مردمان موفق» توسط استفان کاوی روش آیزنهاور به شهرت جهانی دست پیدا کردن و در سراسر جهان علاقه مندان خودش را پیدا کرد. 

    آیزنهاور می‌گوید: 

    من روزمره دو نوع مشکل  ضروری و مهم دارم. موارد ضروری مهم نیستند و موارد مهم هرگز ضروری نیستند. 

      

    ۱. مفهوم تکنیک آیزنهاور: 

       تکنیک آیزنهاور بر اولویت‌بندی و سازماندهی وظایف بر اساس اهمیت و ضرورت آن‌ها تمرکز دارد. در این روش، کارهای روزانه را به دو بخش عاجل و مهم تقسیم می‌کنیم. وظایف عاجل مربوط به وظایفی هستند که مهلت زمانی آن‌ها نزدیک است، در حالی که وظایف مهم به وظایفی اشاره دارند که در بلندمدت برای رسیدن به اهداف اصلی ما بسیار حیاتی هستند. این تقسیم‌بندی کمک می‌کند تا بتوانیم بهترین استفاده را از زمان خود برای دستیابی به اهداف مورد نظرمان داشته باشیم. 

    در ادامه مقاله این روش را بیشتر توضیح خواهیم داد و کشف می کنیم که چطور به طور منظم و درست در زندگی روزمره از این تکنیک استفاده کنیم چون با تنها دانستن این روش هیچ معجزه ای رخ نمی دهد برعکس با دیدن وظایف بی شماری که با این روش لیست شده است بیشتر ناامید خواهیم شد مگر این که در استفاده از آن به درستی عمل کنیم، پس به یاد داشته باشید: 

    انجام ندادن تکنیکی به مراتب بهتر از اشتباه انجام دادن آن است! 

      

    ۲. مراحل استفاده از تکنیک آیزنهاور: 

       الف) شناسایی وظایف: 

     در ابتدا باید تمام وظایف و کارهای روزانه خود را شناسایی کنید و آن‌ها را به صورت جامع در یک لیست ثبت کنید. این کار را بدون قضاوت انجام دهید و هر کاری که در ذهن تان میرسد که باید فردا انجام دهید را بنویسید.  

    آقای دیوید آلن کاشف روش مدیریت زمان GTD این طور می گوید:« ذهن برای خلق ایده هاست، نه برای نگهداری آنها» 

    بنابر همین حالا یک کاغذ بردارید و در بالای آن بنویسید «لیست تمام وظایف امروزم» و سعی کنید تمام کاری های امروز تان ره یاداشت کنید. اما قبل آن به این نکته کلیدی توجه داشته باشید: 

     

     

     

    یک نکته کلیدی عمل گرایی برای یاداشت وظایف روزانه: 

     طبق تحقیقات که طی سال ها انجام شده و پول هنگفتی برای بدست آمدن نتایج آن صرف شده تا راز افراد موفق برای عملگرایی و انجام کار ها در زمانش پیدا شود این بوده که یکی از دلایل انجام نشدن کار ها این است که در زمان نوشتن آنها ما از افعال استفاده نمی کنی و بخش تصمیم گیری ذهن ما برای انجام آن دچار تعلل می شود و نمی تواند روش انجام،‌ اهمیت و فوریت آن کار را تشخیص دهد. بطور مثال عبارت 

     « کتاب هفت عادت مردمان موفق» 

     برای مغز من و شما هیچ مفهومی عملی ندارد و نمی تواند جزئیات آنرا تجسم کند اما در عوض عبارت 

     « خواندن سه صفحه از کتاب هفت عادت مردمان موفق» 

     برای مغز ما کاملا مشخص می سازد که چی کاری را باید انجام دهد چون این جمله دارای فعل «خواندن» و مقدار« سه صفحه» می باشد. 

    اگر شما از جمله افرادی کامل گرای هستید و می گویید «این نکته بسیار ساده است و من نیاز به یک تکنیک معجزه ای دارم» بدانید که موفقیت و کامیابی در مدیریت زمان با همین نکته های ساده بدست میاید و فرق افراد موفق با معمولی ها در به ظرافت انجام دادن تنها همین نکته های به ظاهر ساده و کلیدی است. 

    شما صد ها صفحه املاء نوشته می کنید ولی معلم نازنین تان تنها حروف اشتباه شما ره دایره می کند! 

     

       ب) ارزیابی اولویت:  

    هر وظیفه را با دقت ارزیابی کنید و مشخص کنید که الویت چندم تان است؟ بر این کار شما می توانید از روش اولویت بندی کارها بر اساس روش VED که یکی از قدیمی‌ترین روش های اولویت بندی کارها است استفاده کنید که از آن به عنوان تکنیک ABC نام می‌برند. در روش ABC هر کار یا فعالیت، در یکی از سه دسته‌ی زیر قرار می‌گیرد: 

    دسته‌ی A: کارها و فعالیت‌های دارای اولویت بالا (Vital) 

    دسته‌ی B: کارها و فعالیت‌های دارای اولویت متوسط (Essential) 

    دسته‌ی C: کارها و فعالیت‌های دارای اولویت پایین (Desirable) 

    گاهی اوقات، به جای ABC از اصطلاح VED (حرف اول سه کلمه‌ای که در کنار هر دسته نوشته‌ایم) استفاده می‌شود. میتوانید از رنگ های سرخ و سبز و سیاه نیز استفاد کنید. 

    این کار در عمل 

    به لیست کار های تان نگاه کنید و از خود بپرسید الویت های من کدام است؟ کدام کار ها ره باید اول انجام بدهم؟ و کدام کار ها را باید در آخر اگر زمان شد انجام بدهم؟ یعنی کار های که در دسته C استند ره در صورت که زمان نرسد و انجام ندهیم میتوانیم روز دیگری انجام بدهیم. 

     

    یک نکته کلیدی برای ماهر شدن در الویت بندی: 

    الویت بندی کار بسیار دشوار است چون باید حاظر باشیم بعضی ها ره قربانی کنیم طوریکه حاظر باشید از الویت شماره B را برای انجام شدن الویت شماره A چشم پوشی کنید از همین رو الویت بندی یکی از دغدغه های بسیار جدی همه افراد است چون ما انسان ها کمتر حاظر هستیم چیز های ره که دوست داریم بدست بیاوریم را فدا کنیم و ازشان بگذریم تا به چیز های درست تر برسیم یعنی همه ره با هم می خواهیم. 

    از الویت بندی نترسید با آن دوست شوید 

    اما برای موفقیت در انجام کار ها اولویت بندی جز اساسی است چون باعث میشود ما از هدر دادن زمان خود بر انجام کاری های که ما ره به اهداف مان نزدیک نمی کند باز دارد و در عوض بطور تمرکز ۱۰۰ درصدی کار های ره انجام بدهیم که هر روز ما ره به اهدافمان نزدیکتر می کند بنابرین چرا از فرشته ای که دست ما ره می گیرد و راه درست ره برای ما نشان می دهد بترسیم؟ برای دوست شدن با الویت بندی باید آنقدر این کار ره  با بی رحمی تکرار کنید که ملکه ذهن تان شود و در هذف کردن کار ها ماهر شوید. 

     

       ج) دسته بندی:  

    درین مرحله باید مشخص کنید کار های شما در کدام دسته جدول آیزنهاور قرار خواهد گرفت؟ بر اساس این ارزیابی، آن را در بخش مربوطه قرار دهید. جدول آیزنهاور شامل چهار دسته اصلی می شود: 

    اول) دسته مهم و عاجل : «مجبوری» 

    شامل وظایف عاجل و مهم استند که باید به زودترین فرصت انجام شوند در غیر آن عاقبت ناگواری در بر خواهند داشت. دلیل اصلی آن این است که این کار ها دارای زمان انجام اصطراری هستند و اگر در آن فرصت انجام نشود نمی توانیم باری دیگری انجام شان دهیم ویا با مشکلات بیشتری روبرو خواهیم شد.  

    بطور نمونه: 

    •  پرداخت بل برق 
    •  اشتراک دریک جلسه کاری 
    • اتفاقات ناگوار که در همان روز رخ میدهند   

    دوم) دسته مهم و غیر عاجل : «هوشیاری» 

    این دسته را «هوشیاری» نامیدم چون افراد باهوش بیشتر اوقات شان ره در این دسته میگذرانند کار ای این دسته ربط مستقیم با رشد شما دارد و شامل اقدامات شما در مسیر اهدافتان می باشد. این دسته کارها مهلت انجام ندارند پس به راحتی میتوانیم آنها ره به فردا بسپاریم اما بهتر است بدانید که این همان وظایف هستند که در صورت انجام ندادن به دسته «مجبوری» انتقال پیدا می کنند. 

    • ورزش کردن 
    • سپری کردن زمان با خانواده 
    • برنامه ریزی هفتگی (تعیین برنامه برای هفته پیش رو) 
    • برنامه ریزی مالی هفتگی 
    • خرید مواد غذایی و موارد دیگر 
    • صرف وقت برای پیگیری سرگرمی های خود 
    • کارهای خانه 

     

    سوم) دسته غیر مهم و عاجل : «پولیسی» 

    وظایف پولیس های منطقه شما چیست؟ این که خراب کاری های مجرمان محله شما ره پاک کنند و همیشه دنبال آنها بروند تا کار بدی انجام ندهند. وظایف این دسته هم همین طور است: از طرف دیگران به شما سپرده شده، به اهداف شما ربطی ندارند، برای شما عایدی ندارند، زمان زیادی از شما می گیرند. 

    • پاسخگویی به تماس‌های تلفنی و پیام‌های متنی. 
    • ایمیل‌هایی که مهم نیستند اما نیاز به توجه دارند. 
    • کاری به نفع همکاران، دوستان یا اعضای خانواده انجام دهید. 
    • به سوالات همکار جدید پاسخ دهید 
    • بیرون بردن آشغال ها 

     

    تلاش کنید در مقابل کار های که در این دسته جا شده اند «نه» بگویید ویا به کسی دیگری بسپارید ویا در صورتیکه مجبور به انجام آن هستید آنها را بطور هوشمندانه انجام دهید تا زمان کمتری از شما بگیرد. 

    چهارم) دسته غیر مهم و غیر عاجل : «روزگمی» 

    قبلا روز گمی در روی سرک ها بود زمانی که یک گروه جوانان کنار هم جمع می شدند و در هر مورد باهم صحبت های به ظاهر علمی انجام میداند و عابران منطقه خودشان ره دید می زندند، اما خوشبختانه امروزه کسی ره در روی سرک نمی بینیم با وجود آن هم روز گمی بیشتر از قبل شده، تنها مکان آن تغییر کرده و از روی سرک به شبکه های اجتماعی، کانال و گروه های تلگرام و فیسبوک رفته اند. 

    • تماشای تلویزیون و فیلم. 
    • وبگردی بدون هدف. 
    • وقت گذراندن در شبکه‌های اجتماعی. 
    • بازی‌های ویدیویی. 

    این کار ها مثل گرگ گشنه زمان شما ره به خودشان اختصاص می دهند و درمقابل هیچ عایدی هم برای شما ندارنند. بنابر این تا حد امکان از این کار ها دوری کنید مگر به اندازه نیاز که دارید. 

    انجام در عمل 

    در ورق جداگانه جدول آیزنهاور را ترسیم کنید و وظایف خود را از لیست قبلی تان به آن اضافه کنید، در هر دسته می توانید چندین کار ره با الویت های مختلف وارد کنید و مثلا دسته «هوشیاری» میتواند شامل چندین کار های با الویت B و C شود. 

     

       ج) برنامه‌ریزی: 

     با توجه به هر دسته، برنامه‌ریزی را آغاز کنید. برای وظایف عاجل، مهلت‌های زمانی کوتاه‌تر تعیین کنید و برای وظایف مهم، زمان‌بندی طولانی‌تر را در نظر بگیرید. 

    •  تلاش کنید وظایف دسته «مجبوری» را هر چی زودتر انجام دهید شاید بهتر باشد از روش انجام کار سخت در اول صبح استفاده کنید. 
    •  برای دسته «پولسی» حد و مرز تعیین کنید و به اطرافیانتان توضیح دهید که برای شما کاری کمتری محول کنند  و بگویید که برای اقدام در مسیر اهدافتان به زمان بیشتری نیاز دارید.  
    • برای دسته «هوشیاری» برنامه ریزی چندین روزه انجام دهید مثلا برای خواندن کتاب هفت عادت مردمان موفق روزی یک ساعت زمان تعیین کنید.  
    • در پایان میدانی که با دسته «روزگمی» چی کار کنید، مثل جنگل آتش بزنید و هذف شان کنید. 

       د) اجرا و پیگیری: 

     با اجرای برنامه‌ریزی خود، به ترتیب وظایف را انجام دهید. همچنین، پیگیری پیشرفت و پیشبرد کارها را در طول زمان انجام دهید. تلاش کنید مقداری از زمان خودتان را در روز برای برسی عملکرد خودتان اختصاص دهید و کشف کیند که کدام قسمت کار را خوب انجام داده اید و در کدام بخش مشکل داشتید و آنرا اصلاح کنید. 

    یک نکته کلیدی عمل گرایی برای یاداشت وظایف روزانه: 

    با ارزش ترین چرخه این دنیا از نظر من این است: اجرا > برسی و> اصلاح، چون هر قدر زمان برای برسی عملکرد خودتان سپری کنید به همان اندازه چندین برابر در سرعت عملکرد خودتان افزایش خواهید داشت. همیشه در یک جدول کار های که انجام می‌دهید در طول روز با مقدار زمان که بالای آن سپری کرده اید و مقدار بهره وری که آن کار داشته است را بنویسد و در آخر هفته آنرا برسی کنید موارد که باعث کاهش بهره وری تان شده ره شناسایی و یاداشت کنید تا در هفته آینده با انجام ندادن آنها بتوانید بهتر از آن عمل کنید. 

      

    ۳. مزایا و بهره‌وری تکنیک آیزنهاور: 

       الف) افزایش بهره‌وری: 

     با تقسیم‌بندی کارها بر اساس اهمیت و عجله، ما می‌توانیم بهترین استفاده را از زمان خود برای انجام کارهای مهمتر داشته باشیم و بهره‌وری را افزایش دهیم. 

       ب) کاهش استرس: 

     با برنامه‌ریزی و کنترل بهتر زمان، استرس و فشار زمانی را به حداقل می‌رسانیم و به طور موثرتر با چالش‌ها مقابله می‌کنیم. 

       ج) دستیابی به اهداف: 

     با تمرکز بر کارهای مهم و اصلی، ما به سمت دستیابی به اهداف اصلی خود حرکت می‌کنیم و پیشرفت بیشتری را تجربه می‌کنیم. 

      

    نتیجه‌گیری: 

    تکنیک آیزنهاور یک روش کارآمد برای مدیریت زمان است که با تقسیم‌بندی وظایف بر اساس اولویت و ضرورت، به ما کمک می‌کند تا بهترین استفاده را از زمان خود برای دستیابی به اهدافمان داشته باشیم. با اجرای این تکنیک و پیگیری مداوم، بهره‌وری، کاهش استرس و دستیابی به اهداف اصلی خود را تجربه خواهیم کرد. پس از استفاده از این تکنیک، امیدواریم که توانایی‌های خود در مدیریت زمان را بهبود داده و به عملکرد بهتری در زندگی و کار خود برسید. 

  • زمانی که بی انگیزه هستی؟

    چی بلایی سرمان می آورد؟

    بلایی زجر آوری که بسیار ما به آن مبتلا هستیم را به اسم تنبلی و اهمال کاری می شناسیم، زمانی که در عوض کار درست، کاری را که دوست داریم را انجام میدهیم، به طور مثال در عوض درس خواند میرویم سریال هشت قسمتی مورد علاقه تان را بطور یکجا، شب امتحان تماشا میکنیم مطمینم این اتفاق برایتان افتاده است. چطور امکان دارد در مهمترین شب سرنوشت ساز فردی عوض تمرکز برای بهتر عمل کردن به آزمونش مشغول کاری های دیگری شود.

    این زمانی رخ میدهد که ما علاقه ای به انجام کار های روزانه که موظف به آن هستیم نداریم، مهمترین وظیفه یک دانش آموز مرور یادداشت های روزانه ش است تا مفهوم آنها را درک کند و اگرم سوالی پیش بیاید همان روز از مدرس بپرسد ولی زمانی که که این اتفاق نمی افتد و دانش آموز به تصور این که درس های روزانه کم اند و هنوز بسیار فرصت باقیست تا ختم دوره درسی دچا اعتماد بنفس کاذب میشود و زمان و انرژی خود را بیش از حد برای تفریح و لذت های زودگذر سپری می کند. و زمانی که شب امتحان می‌خواهد درس بخواند متوجه حجم زیاد درس هایش می شود و نمی تواند با این دشواری سراغ درس را بگیرد و سرانجام دوباره روی می‌آورد به تفریح و لذت های زودگذر تا از استرس به وجود آمده فرار کند.

    چرا نمی توانم شروع کنم؟

    درین مواقع که دچا اهمال کاری شده ایم نه تنها زمان خود را تلف میکنیم بلکه بعد از آن یک حس شکست و بی حالی رو هم تجربه میکنیم. موارد بی شماری می تواند دلیل عدم انگیزه ما برای شروع و انجام کار ها در زمانش باشد در زیر مهمترین آنها را بررسی میکنیم.

    تخمین اشتباه مدت زمان انجام یک کار

    بسیاری ما تصور می کنیم هر فعالیتی را میتوانیم در یک زمان به یکبارگی انجام دهیم ولی زمانی که داخل آن کار می شویم و متوجه چگونه آن میشویم که نمی توانم به یک بارگی آن را انجام دهیم و باید دفعات بیشتر برای آن زمان بزاریم، زمانی که کارمان طبق تخمین زمانی مان تمام نمی شود برای مان حس نا‌امید دست میدهد و از ادامه کار می‌ترسیم چون توقع ذهنمان برآورده نشده است.

    بیشتر از یک اقدام ضرورت دارد

    برخلاف خوردن یک سیب با تنها چک زدن، بسیاری از کارها و فعالیت ها نیازمند اجرای چندین قدم می‌باشند که یک نیازمند دیگری برای رخ دادن است به این کار ها پروژه میگویند، نیاز نیست که شما در یک شرکت باشید تا همیشه با پروژه ها درگیر باشید اینجا مهم است مفهوم پروژه را بدانید هر کاری که بیشتر از یک اقدام داشته باشد پروژه نامیده میشود نظر به این تعریف انجام کار خانگی تان یا مشق های تان هم پروژه است شما در قدم اول باید مکان مناسبی بیابید، در قدم سوم حواس پرتی ها را دور کنید در قدم سوم درس تان را مرور کنید و در قدم چهارم شروع به نوشتن یادداشت های تان کنید این می تواند همین طور ادامه پیدا کند.

    اما زمانی که شما قدم های ابتدای و ضروری برای پروژه تان را انجام ندهید ویا بخواهید بدون انجام مرحله های اول سراغ آخرین مرحله بروید، شما با یک پل ی روبرو می شوید که وسط آن فرو ریخته و حتی اگر با پر سرعت ترین موتر یا ماشین هم بخواهید از سر آن بپرید چانس کمتری خواهید داشت که موفق شود.

    حس بی نیاز

    بیشتر دانش آموزان تصور میکنند که هنگام درس خواند نیاز به کمک ندارن و تنها همه آنچه که در صنف آموختن کافی میباشد و نیاز به پرسیدن سوال از مدرس و یا هم صنفی های شان ندارند ویا هم این که به تنهایی درس بخوانند می توانند با سرعت بالای هر طور که دوست دارند درس بخوانند. مسئله اینجاست زمانی که شما به یک سوال بر می خوریم و نمی توانید جواب آن را دریابید باعث ناامیدی از درس تان می شود و مغز سعی خواهد کرد آن را کنار بگذارد و برود سراغ چیز که ره راحتی متوجه آن میشود مثل دیدن سریال های جذاب و ساده برای فهم.

    حواس پرتی هایمان

    امروزه دنیا مکانی شده که همه میخواهند توجه مان را به سمت خودشان جلب کنند توسط تبلیغات در رسانه های جمعی که برای آن مصارف زیادی پرداخت میکنند اما تعجب نکنید بدون شک آنها برای این کار موفق می‌شوند، یک بار به یاد بیاورید تا حالا چند بار سر درس بودید که ناگهان با شنیدن صدای نوتیفیکیشن موبایل تا درس را قطع کرده و سراغ گوشی تان رفتید و اکثرا ۹ از ۱۰ تا آن هیچ ارزشی برای تان نداشته

    چطور میتوانم شروع بی درد داشته باشم؟

    درین جا مهمترین نکاتی که با رعایت اینها میتوانید بر عدم شروع خود غلبه کنید را بیان می کنم، توجه کنید که اینها نکات بسیار ساده استند ولی تاثیر چشم‌گیر بر روی عملکرد شما ایجاد میکنند با انجام آنها و استمرار بر آنها شما شگفت زده خواهید شد.

    تخمین تان را قوی کنید

    در ابتدا هر کاری که میخواهید انجام دهید تخمین بزنید که چقدر زمان خواهد گرفت، شاید بار های اول اشتباه تخمین بزنید فرقی نمی کند آن را یادداشت و دفعه بعد اصلاح کنید، در این صورت میدانید زمانی که بخواهید کاری که زمان بیشتری نیاز دارد را باید در زمانی که انرژی و وقت بیشتری دارید انجام دهید و یا این که برای آن مثلا یک ساعت در چند روز اختصاص دهید، این کار واقعا معجزه میکند برای کارهای دشوار چون زمانی که هر روز مقداری از آن کار را در یک ساعت انجام میدهید روز به روز متوجه میشوید که کار به چقدر راحتی در حال انجام است و این خودش برای شما انگیزه می دهد و سرانجام یک روز غافلگیر میشود که کار تمام شده.

    کار را تکه تکه کنید

    برای انجام پروژه هایتان از خودتان بپرسید آیا این کار یک مرحله دارد و یا باید در چند مرحله آن را انجام دهم زمانی که دانستید که کاری دارای چند مرحله است برای هر کدام نظر به اولویت آنها زمان تعیین کنید و به ترتیب سراغ انجام دادن شان بروید. تکه تکه کردن کار ها مثل جادوی عمل می کند حتی شما میتوانید کار های ساده را هم تکه تکه کنید بطور مثال برای دیدن یک چاپ یک ورق اول روشن کردن کامپیوتر، سوم باز کردن برنامه نوشتاری ، سوم پیدا کردن فایل و چهارم زدن دکه چاپ.

    این بهترین کلید شما برای شروع بوده میتواند پس از تکه تکه کردن کار های تان نترسید به یاد بیاورید که چطور می‌توانید یک فیل را بخورید.

    کمک گرفتن از بقیه

    توصیه بیشتر دانش آموزان موفق مطالعه روزانه در کتابخانه می باشد آنها روزانه با هم صنفی های شان به آنجا میروند و با تمرکز درس های شان را مرور می کنند و به هم دیگر کمک می کنند، این کار ناخودآگاه شما تشویق میکنند حتی دشوار ترین درس های را هم بخواند. اگر نمی توانید کتابخانه بروید تلاش کنید در خانه با دوستانتان درس بخوانید و یا می توانید به سادگی با هم صنفی های تان که در درس خوب اند تماس بگیرد و از پیشرفت شان پرس و جو کنید این کار برای تان یک اشتیاق سیری ناپذیری برای شروع و ادامه دادن به درس های تان ایجاد میکند، البته اگر دوست تان در سینما بود حرص نخورید چون تو می‌خواهی منحصر به فرد باشی مگه نه؟

    جدا شدن کامل از حواس پرتی ها

    همان طور که در بالا اشاره کردیم حواس پرت کن های زیادی در چهار اطراف ما وجود دارد و این یک مهارت مهم است که شما بتوانید از آنها دوری کنید حداقل زمان که نیاز به تمرکز دارید، برای خودتان زمان مشخص تعیین کنید به اطرافیانتان بگویید که در این زمان مزاحم شما نشوند و برای خودتان قول دهید که در آن زمان سراغ موبایل تان نروید واگرا برای تان دشوار است می توانید آن را خاموش کنید.

    تفریح را فراموش نکنید

    بدن انسان مثل موتر و ماشین عمل میکند همانطور که آنها برای حرکت به سوخت نیاز دارند بدن ما هم به انرژی و انگیزه برای ادامه دادن با تمام قوا نیازمند می‌باشد. به این توجه کنید که خوابی که امروز از کم می کنید فردا شب دوبرابر به آن نیاز خواهید داشت. پس به خودت اجازه تفریح بدهید می توانید از پاداش های خیلی کوچک مثل شنیدن یک موسیقی یا پاداش های کوچک مثل یک پیاده روی یا به دیدن فیلم مورد علاقه تا و یا هم پاداش های بزرگ مثل مسافرت مستفید شوید تا هر بار با اراده تر و پر قدرت تر ادامه دهید.

    فراموش نکنید از خود بپرسید!

    مهمترین مسئله برای انجام کاری این است که از خود بپرسید که ‌آیا این کار در راستای اهداف هست یا نه؟ این باید اولین سوالی باشد که قبل از شروع یک کاری میخواهید انجام دهید در صورتی که آن کار در مسیر اهدافتان نبود به راحتی از انجام دادن آن منصرف شوید و تیک آن را بزنید تا پاک شود با این کار یک سبکی خاصی را در ذهنتان احساس خواهید کرد.

    بعد از آن اگر در مسیر اهدافتان بود از خود بپرسید توقع و انتظارم از نتیجه این کار چیه؟ این دومین سوال مهم است که به شما کمک می کند در دام کامل گرایی گیر نکنید و زمان و انرژی بی از حد را بالای آن ضایع نکنید. گاهی شاید متوجه شده باشید که ساعت های است مشغول بهتر کردن کاری هستید در حالی که نیم ساعت به حد قابل قبول برای آن کافی می‌بود درین زمان بازهم این ناامیدی است که سراغتان می آید و تمام برنامه تان را بهم می زند.

    و برای شما پشنهاد می‌کنم برای اجرا بهتر این تکنیک در وبینار رایگان مدیریت زمان و برنامه ریزی اشتراک کنید.

  • خواستن توانستن نیست؟

    خواستن توانستن نیست!؟

    بسیاری از شما حداقل چندین بار این جمله «خواستن توانستن است» را شنید، و شاید هم بیشتر شما هنگام دادن توصیه به شخصی برای رسیدن به آرزوی‌ش این عبارت را برایش مثال زده باشید، و اما آیا واقعاً با تنها خواستن امکان دارد چیزی را که آرزو داریم بدست بیاوریم؟

    درین مقاله به این می پردازیم که علاوه بر خواستن، چی چیزی دیگری نیازمند رسیدن به اهدافمان است.

    خواستن به تنهایی جواب نمی دهد.

    در دنیا انسانی پیدا نخواهد شود که آرزوی نداشته باشد و نخواهد که به چیزی دست یابد، هر شخص نظر به نیازمندی های که در زمان حال دارد می خواهد آنها را در آینده بدست بیاورد تا با آن نیاز های امروز خودش را رفع کند. بسیاری اشخاص به این خواسته های شان میرسند ولی برعکس بسیاری هم به آنها نمی رسند.

    اما رسیدن به خواسته هایمان کاری غیر ممکن هم نیست و تنها نیازمند آگاهی از روش های رسیدن به آن هستیم و همانطور که این دغدغه همه است، افرادی در سدد پیدا کردن روش های اشخاصی که به اهدافشان رسیدن شدند و آن را «راز های موفقیت» می نامند. خوبی این داستان این است که ما میدانیم که رازی در کار نیست و تنها با پیروی چند اصول و قدم گذاشتن در مسیر درست شما میتوانید شانس رسیدن به خواسته تان را افزایش دهید.

    مکمل خواستن چیست؟

    یکی از دوست های من اهداف بسیاری داشت و همیشه برایم تعریف می‌کرد که دوست دارد چی چیز های در زندگی داشته باشد اما زمانی که ازش می پرسیدم «برای رسید به اهدافت چی کاری های انجام می دهی» جواب میداد «خواستن توانستن است»، شما هم شاید متوجه شده باشید که اگر رسیدن به اهداف تنها با تکیه به همین جمله امکان پذیر می بود امروزه همه ما ثروتی به اندازه ثروت ایلان ماسک می داشته بودیم چون همه ما یکبار هم که شده آن را خواسته ایم.

    تلاش

    یکی از مکمل های خواستن تلاش است، افراد موفق آنهای نیستند که به شانس باوری داشته باشند بلکه راز موفقیت شان را تلاش بی وقفه خودشان میدانند و این دور از تصور نیست. بعد از دانستن اینکه چی می خواهید مسیر شما با تلاش کردن آغاز خواهد شد و اما اگر شما تلاش نکنید همیشه در همان وضعیت زندگی تان خواهید ماند، اگرم ده هم سال بگذرد بازهم خواسته شما یک خواسته باقی مانده است.

    چه نوع تلاش نیاز دارید.

    برای این که بدانید تا چه حد تلاش نیاز دارید باید بدانید خواسته شما چقدر بزرگ است، نیاز نیست از خواسته های بزرگ بترسید هرچه خواسته شما بزرگ باشد همان قدر لذت رسیدن به افزایش خواهد یافت اما این لذت با تلاش فراوان بدست می آید که آن هم ملزم فداکاری می‌باشد.

    فداکاری

    ما انسان ها همیشه در حال فداکاری هستیم طوری که برای بدست آوردن چیزی باید چیزی دیگری را باید فدای آن کنیم، مثلاً اگر می‌خوهید لاغر شوید باید نخوردن غذای های لذیذ فدای آن کنید، اگر دارید سریال دلخواه تان را تماشا می کنید وقت تان را برای آن مصرف می کنید، اگر در شب درس میخوانید خواب تان را با آن عوض کرده اید. خلاصه همه زندگی بشر بر مبنای مبادله و فدا کردن یکی برای بدست آوردن دیگری بناء شده است.

    در این بین،‌ وظیفه ما این است که بدانیم چی را فدای چی میکنیم و عاقبت کار خود را بسنجیم، قبل از شروع هر کار از خودتان بپرسید که من چی را فدای این کار کرده ام آیا ارزش آن کمتر از این کاری که میخواهم انجام بدهم است؟ توجه داشته باشید همان طور که رسید به اهداف نیازمند زمان است، ارزش چیزی که حالا فداء می کنیم و برای مان کم جلوه میکند در آینده آن ده برابر خواهد ارزید، پس اگر میخواهید یک ساعت از زمان تان را سنجش کنید آن را ده برابر حساب کنید.

    رفتار شما بعد از این چگونه خواهد بود؟

    خواستن، تلاش، فداکاری،،،، و صد‌ها مورد دیگر به هم دست می دهند تا موفقیت را رقم میزنند، و نباید تنها نه همین سه مورد که در این مقاله ذکر شد بسنده کنید، نگاه کنید نظر به شرایط تان و اهدافتان دیگر چی چیز های را نیاز دارید تا روی آن تمرکز کنید، چون اثر چیز های که کوچک و کم اهمیت جلوه می‌کنند در آینده ده برابر خواهند بود.

     

    در پایان سپاس که این مقاله را تا انتها مطالعه کردید و بسیار خوشحال خواهم شد نظرات شما راجع به این که دیگر چی چیز ها را باز مورد توجه قرار دهیم تا به خواسته هایمان برسیم داشته باشم.

     

    با قلم  احمد بلال شمس

    ۱۸ ژانویی ۲۰۲۳

  • به من اجازه نمی دهند

    به من اجازه نمی دهند!

    گاهی اوقات انگیزه و اشیاق انجام کاری را داریم و میخواهیم با پشتکار و استقامت مصرف  انجام کار هایمان شویم اما با کمال تأسف بعضی عوامل بیرونی مثل یک مانع صد راه می ظاهر میشوند و دانسته و یا ندانسته نمی گذارند ما با تمرکز مشغول انجام وظایف مان شویم.

    در این مقاله نگاهی می‌اندازیم به موانع بیرونی که در مسیر موفقیت مان با آنها روبرو می شویم، آیا میتوانیم  این موانع را برطرف کنیم و یا تسلیم این موانع شویم.

    همیشه موانع وجود دارد اما بپرسید من چطور بهتر عمل کنم؟

    مسیر موفقیت و رسیدن به خواسته های یک مسیر پر از تلاطم مثل امواج دریا است، پستی و بلندی های دارد که ما با تلاش و زحمت از آنها عبور میکنیم ولی در این میان شکی نیست که با  بعضی عوامل بیرونی روبرو خواهیم شد آنهای که در در اختیار ما نیستند و از جانب اطرافیان مثل خانواده یا جامعه برایمان ایجاد میشوند. گاهی میتوانیم به آسانی آنها را رفع کنیم و گاهی هم راهی جز پذیرفتن آنها نداریم و بهتر است بدانید پذیرفتن به معنای تسلیم شدن به آنها و رها کردن اهداف تان نیست بلکه بگویید خوب با وجود این مانع من چطور می توانم بهتر عمل کنم.

    بطور مثال اگر در خانه درس میخوانید شاید بار ها تمرکز تان توسط خواهر یا برادر کوچک تان بهم خورده باشد که دوست دارند با شما بازی کنند و از این که شما مصروف کاری دیگری هستید ناراحت باشند، و یا گاهی  بزرگتر های فامیل شما را برای انجام کاری یا خرید صدا کرده باشند. درین نوع محیط میتوانیم راهکار های ساده را برای ایجاد نظم و حد مرز برای خود تعیین کنیم حداقل کاری که در اختیار داریم.

    اما گاهی هم موانع از طرف جامعه برایمان ایجاد می شود که نیازمند تلاش و استقامت زیادی دارد تا بتوانیم به مسیر خود ادامه دهیم. موانع شامل دوری راه، آب و هوای نامناسب، عدم امکانات مسافری، و بدترین آن ممنوعیت های خاص از طرف دولت برای قشر خاص جامعه و ده‌ها موارد دیگر می باشند.

    در مقابل دشواری چی عکس العملی نشان می‌دهید؟

    در جامعه ما دو نوع انسان را می‌بینم افرادی که در صورت روبرو شدن اندک ترین مشکل در جا ایستاد میشوند و با آوردن بهانه های زیاد عدم کار کردنشان را توجع می‌کنند این گونه افراد همیشه در حال غر زدن هستند و از شرایط که بالای آن هیچ گونه اثری نمی‌توانند اعمال کنند گله می‌کنند. دردناک ترین قسمت این است که این افراد در قدم اول به خود و بعدا به اطرافیان شان بیشترین آسیب را می رسانند.

    اما نوع دیگر آنهای هستند که هنگام مواجه شدن با موانعی که کنترل بالای آن ندارد می گویند « حالا من چطور میتوانم بهتر عمل کنم» این افراد می‌پذیرند که موانع وجود دارد ولی در مقابل آنها تسلیم نمی‌شوند و راه ‌های جدید برای رفع نیاز خود ایجاد می‌کنند تا در زمانی که دیگران از شرایط و موانع گله دارند آنها بهترین خود باشند و همواره برای ادامه مسیر تلاش کنند.

    مرز های رفتار انسان کدام ها اند؟

    برای رشد و موفقیت ما نیاز داریم ترس های مان را کنار بگذاریم و در مسیر موفقیت قدم بزاریم، برای شما میخواهم مرز های زندگی انسان را بیان کنم که به اسم دایره کنترل، دایره نفوذ و دایره نگرانی نامیده میشوند.

    دایره نگرانی

    دایره نگرانی جایی است که ما هیچ کنترل بالای آن نداریم و با رفتار خود نمی توانیم هیچ تغییر بر آن ایجاد کنیم هر مورد بیرونی شامل این دایره می شود مثلاً شرایط کشور، اخبا، رفتار مردم، خبر های جنگ اقتصاد کشور و غیره میباشد. درست است که ما هیچ اثری خاصی بر این دایره ندارم اما اگر به بیش از حد به آن توجه کنید میتواند روزگار تان را سیاه کند، باعث میشود وقت شما تلف شود و از مسیر اهدافتان منحرف شوید، تنها آدم های که در این دایره می توانید پیدا کنید افراد غرغرو هستند که همیشه از اوضاع بد گله می کنند.

    دایره نفوذ

    در وسط دایره نفوذ است این جا کمی ما اثر گذاریم ولی در صورت کمال گرایی به افراد درین دایره آسیب می زنید آنها شامل اعضای خانواده ما می‌شود که در  یک خانه با ما زندگی میکنند و یا می‌تواند کارمندان تان باشند ولی این دایره اصلی مورد توجه ما نیست.

    دایره کنترل

    نزدیکترین دایره که ما در آن قرار داریم دایره کنترول است که شامل موارد میشود که ما بالای آن کنترول کامل داریم مثل رفتار تان، باورهای تا ،اخلاق تان، توانایی هایتان، مهارت های تان و غیره است و نکته قابل توجه این دایره این است که انسان های موفق بیشتر بالای این داره تمرکز می کنند و روی آن بیشتر سرمایه گذاری می کنند.

    انتخاب آسان یا دشوار؟

    انتخاب کار آسانی است اما زمانی که شرایط دشواری بوجود بیاید انتخاب کردن هم دشوار می شود چون باید بیشتر تلاش کنید و زحماتی زیادی را تحمل کنید ولی در این صورت موفقیت لذت بیشتری خواهد داشت. سپری کردن زمان بالای دایره نگرانی و نفوذ کار آسانی هست چون هیچ زحمتی نمی‌خواهد اما در مقابل هیچ نتیجه‌ای خاص هم برای شما نخواهد داشت. انسان عاقل کسی است که همواره بر دایره کنترول خود تمرکز کند و تلاش کند مهارت های که برای رسیدن به اهدافش نیاز دارد را کسب کند چون کار کردن بالای خود بهترین سرمایه گذاری است.

    افراد موفق دنیا مثل ایلان ماسک، بیل‌ گیتس، رونالدو ویا مسی و غیره را ما همه به خوبی می شناسیم چون آنها انتخاب کردن که عوض گله کردن از شرایط، روی دایره کنترل شان تمرکز کنند و با وجود تمام موانع که سد راهشان بود مسیر خود را پیمودن و به قله های موفقیت رسیدند.

    با قلم  احمد بلال شمس

    ۲۲ ژانویی ۲۰۲۳

  • چاه مرگ بار دانش

    چنگ زدن به دانش یا فرار از آن؟

    امروزه ما در عصری زندگی می کنیم که چهار اطراف مان را موج حجیم از اطلاعات احاطه کرده است و گاهی خودمان را غرق در وسط آن می‌بینم. شاید برای شما هم جای تعجب باشد که علم و دانش امروز چی تفاوتی با علم و دانش زمان علی سینا، خوارزمی ، مولانا در کل قدیما دارد طوریکه این اشخاص صاحب تمام دانش زمان خودشان بوده اند و تا امروز نامشان در تاریخ بشر ماندگار شده ولی برعکس امروزه با وجود دسترسی آسان بشر به اطلاعات و در دست داشتن آن چرا هر کسی نمی تواند از همه دانش عصر حاضر مستفید شود و خود را مبدل به حکیم زمانه کند.

    پیشرفت علم و گسترش دانش بشر یا چاه مرگبار دانش؟

    اگر دقیق تر علم و دانش امروزی را به زمان قدیم مقایسه کنیم متوجه تفاوت چشم گیری در بین آنها خواهیم شد، پیشرفت و توسعه دانش، امروز ما انسان ها با در دست داشتن تکنالوژی و وسایل پیشرفته برای انجام پژوهش های علمی روز به روز بر دانش بشر افزوده ایم، این دانش نقش چشم گیری بر توسعه تمدن و فرهنگ جوامع داشته است بطور مثال برای پیمودن مسافت های طولانی که قبلاً نیاز به ماه ها زمان داشتیم، امروزه ما دانش ساخت طیاره های را داریم که این زمان را به ساعت ها کاهش داده است، ویا مرضی که باعث تلف شدن هزاران انسان در زمانش شده بود امروزه به سبب همین توسعه علم و دانش خودش در حال حذف شدن از روی سیاره زمین است.

    اما آیا حجم دانش امروز و گذشته باهم برابر اند؟

    بطور قاطع می توان پاسخ داد «نه!»، در زمان قدیم علم به این اندازه امروز پیشرفت نکرده بود و تنها حجم کمی از دانش که بر اثر تجربه جوامع، محدود به جغرافیای خاص، در دست اندکی از دانشمندان و حکیم های آن زمان بود است موجود بوده، درین وسط بخش اعظم از مردم دسترسی کامل به دانش عصر شان نداشتند، و از طرف دیگر همین کم بودن حجم دانش فرصتی بود برای دانشمندان تا در مقابل اسم شان چندین شغل ذکر شود بطور نمونه  ابن سینا همه‌چیزدان، پزشک، ریاضی‌دان، اخترشناس، فیزیک‌دان، شیمی‌دان، جغرافی‌دان، زمین‌شناس، شاعر، منطق‌دان، فیلسوف، موسیقی‌دان و..۱. در حقیقت کار این دانشمندان به مثابه فداکاری محسوب میشود که باعث شد دانش آن زمان از نسل به نسل انتقال یافته و دانش و علم عصر حاضر را شکل داده است.

    آیا این گونه دانشمندان در عصر حاضر هم وجود دارند؟

    تا اینجا شاید متوجه شده باشید که پیمودن راه دانشمندان گذشته، امروزه با این حجم دانش موجود، خیلی دشوار و حتی ناممکن است، و در مقابل این عظمت که هر علم شاخه های فراوان دارد و هر شاخه بخش های نامحدود و وسیع به خود اختصاص داده است به این نتیجه میرسیم که  راهی جز متخصص شدن تنها در یک حیطه برای دانشجو ها موجود نمیباشد مگر با مشقت فراوان برای دومی.

    چرا انسان امروز نمی‌تواند دنبال دو خرگوش بدود؟

    ما انسان ها تنها یک بار زندگی میکنیم و با ارزش ترین دارایی مان «وقت» مان است، برای بدست آوردن بهترین بهره از زندگی و در راستای ارزش های مان زندگی کنیم باید از این وقت گرانبهای خود به خوبی استفاده کنیم.

    امروزه با پیشرفت دانش و بوجود آمدن تکنالوژی های نظیر تلفن های هوشمند، کامپیوتر، اینترنت و شبکه های اجتماعی سهولت های بیشمار در اختیار ما قرار دارد، نه تنها شما میتوانید براحتی و با تنها باز کردن چند صفحه در جعبه مستطیلی موجود در دست تان -موبایل- با افرادی در آن طرف کره خاکی تماس برقرار کنید و همدیگر را تماشا کنید بلکه راحت تر از آن با یک جستجوی ساده همه دانش عصر حاضر را در مقابل چشمانتان ببینید.

    اما همان طور که بزرگترین دغدغه بشر در عصر حاضر «وقت» شان است، نه تنها که وسیع بودن دانش امروز مانع بر دست یابی بر همه آن است بلکه حواس پرت کن های بیشماری در چهار اطراف ما وجود دارند که همیشه دنبال ربودن توجه و تمرکز شما هستند و اگر با کمی آگاهی نگاه کنید می‌فهمید که روزانه شما ساعت ها از عمر عزیز تان را به راحتی تسلیم این دزد های ماهر می کنید و از آن غافل هستید، این دزد های ماهر شامل شبکه های اجتماعی، اعلانات تبلیغاتی، جعبه مستطیلی که در خانه ویا در دست دارید – تلویزیون و موبایل –  و غیره می باشد.

    اصل درآمد شرکت های تبلیغاتی بدست آوردن توجه شما میباشد و بطور نمونه این کار را از طریق طراحی شبکه های اجتماعی به روش مهندسی روانشناختی ذهن انجام می دهند تا شما بدون دانستن و فشاری زیاد ساعت های پر ارزش تان را در آنها سپری کنید.

    دنبال هدف و نیاز نزدیک حرف اول را میزند.

    تا حالا فهمیده باشید که امروزه شما در مقابل دو غول بزرگ قرار دارید اول دانش وسیع و دوم دزد های وقت شما، اولی تا زمانی ارزشی برای شما نخواهد داشت که شما مسیر و هدف زندگی تان، که می‌خواهید به آن دست یابید، را مشخص کنید.

    چرا هدف را تعیین کنید در حالی که میتوانید خود را غرق دانش وسیع کنید؟

    چون زمان ما محدود است و اگر شما بدون داشتن هدف مشخص سراغ دانش بروید خود تان را سرگردان در بین آن خواهید یافت، طوری که نمی توانید از هیچ یک از دانش تان استفاده کنید، نظر به آن  بسیاری از شرکت‌ها امروز دنبال متخصص ها و افرادی که تنها در یک حوضه به خوبی به سطح عالی رسیدند هستند. در واقع افراد بزرگ که در جهان نام و نشانی از خود بجا گذاشتن آنهایی هستند که هنگام شروع کار شان یک زینه‌ای بلندی برای خود انتخاب کردن و تا آخر آن را ادامه داده اند و برعکس آنهای که  هزار ها زینه را امتحان کرده و از یک شاخه به شاخه دیگر پریدند نه شما میشناسید شان و نه من.

    آیا تجربه کردن دانش و علاقه های مختلف ممنوع است؟

    در اصل موفقیت مجموعه از تجربیات کسب شده از حیطه های مختلف است که دست به هم میدهند و فرد میتواند یک شاهکار خلق کند، اما باید نظر به نیاز نزدیک پیش برویم، در بین دانش وسیع عصر حاضر و داشتن دغدغه زمان محدود و اشتیاق چنگ زدن به چندین حیطه، ملزم این است که نیاز تان را در اولویت قرار دهید، توجه به نیاز که در شرایط کنونی دارید و کسب دانش آن می توانند از سرگردانی شما را رهایی بخشد و در وقت و زمان تان صرفه جویی شود، مثلاً اگر شما میخواهید و مهارت  که به آنها علاقه دارید اول سمت آن یکی بروید که در حال حاضر به آن ضرورت دارید و بعد از آن سراغ دومی میتوانید به راحتی بروید.

     

    دنبال یک دانش را در یک زمان بروید.

    همان طور که چند کاره شدن بالای بهره وری تان اثر منفی میگذارد، یادگیری چندین مهارت و کسب دانش آن در یک زمان باعث کاهش سرعت تان در بدست آوردن آن میشود و گاهی نتایج قابل قبول نمی باشد.

    تلاش کنید از قانون نیاز نزدیک استفاده کنید و مهارت های که در آینده نزدیک به آنها ضرورت دارید را در اولویت یادگیری تان قرار دهید.

     

    در پایان انسان امروزی نیاز به تمرکز بیشتری برای یادگیری دانش و مهارت جدید دارد پس همواره تلاش کنید که هنگام یادگیر هر عامل خواس پرتی را از خود دور کنید و از زمانی را که به یادگیری اختصاص دادید بهترین استفاده را ببرید و خود را از تمام ورودی های اطراف و جهان دور کنید.

     

    با قلم  احمد بلال شمس

    ۱۶ ژانویی ۲۰۲۳

💬 راهنمایی
ارتباط با ما
واتس‌اپ تلگرام